ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٣ - شرح
مىفرمايد، گفتار خود را با سرزنش و نكوهش آنها كه در اداى حقوق واجب إلهى كوتاهى مىكنند ادامه مىدهد، و به اعمال آنها كه موجب كفران نعمتهاى اوست اشاره مىفرمايد، و اين كفران و ناسپاسى عبارت از اين است كه آنان مىبينند حدود إلهى شكسته و پيمانهاى او نقض مىشود اما سكوت مىكنند، و خشمناك نمىشوند و چنان مىنمايد كه به اين كارها خشنودند، منظور امام (ع) اعمال زشت و مظالم ستم پيشگان و خروج خوارج و ديگر منكراتى است كه مردم شام و ديگران مرتكب مىشوند، براى اين كه مردم شام با فرمان خداوند مخالفت كرده، و بيعت امام (ع) را كه عهدى از عهود إلهى است شكستهاند، و سكوت در برابر اين امور با وجود قدرت در رفع اين مظالم و ردّ اين اعمال، و امكان جهاد با ستمكاران، خود عمل زشت و منكرى است كه اينها مرتكب مىشوند، و واو در جمله و أنتم ... براى حال آمده است يعنى: در حالى كه شما ننگ مىدانيد پيمان پدرانتان شكسته شود به طريق اولى بر شما لازم است كه شكستن پيمانهاى إلهى و نقض عهود او را ننگ بشماريد، سپس سستى و كوتاهى آنها را در كارهايى كه خداوند اجراى آنها را بر آنان واجب فرموده و آنها را متصّدى سامان دادن به امور دين و واسطه تبليغ اسلام قرار داده، و از اين راه به آنان سلطه بر ديگران بخشيده يادآورى مىكند و آنها را سرزنش و توبيخ مىفرمايد كه مقام خود را در اسلام به ستمكاران سپردهاند، و منظور از ستمكاران در اين جا معاوية و گروه اوست، و مقصود از تمكين ستمكاران، خوددارى از سركوب آنان و سپردن زمام امور به دست آنهاست، واژه أزمّه (جمع زمام مهار يا افسار) استعاره است، و مراد از امورى كه به دست ستمكاران سپردهاند امور شهرها و ممالك اسلام است، كه بر اثر كوتاهى و سستى آنها در جهاد و پيكار، همگى اين وقايع و حوادث به وجود آمده است، منظور از اين كه ستمكاران به شبهات عمل مىكنند اين است كه اعمال آنها مطابق با اوهام فاسد و نظريّات باطلى است كه آنها را در كارهاى خود حجّت و دليل قرار مىدهند، و مراد از سير در شهوات اين است كه ستمكاران