ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٢٥ - شرح
اجماع شرط و معتبر است اين است كه اهل حلّ و عقد از امّت محمّد (ص) در يكى از امور اتّفاق كنند [١]، و اهل حلّ و عقد همان علما و دانشمندان امّتند، و اينها همگى در هنگام بيعت با آن حضرت اجتماع و اتّفاق داشتهاند و هيچ كس از آنها و غير آنها از عوام مردم نمىتواند پس از انعقاد امامت از اطاعت سر باز زند، همچنين كسى كه غايب بوده و در اجماع حضور نداشته نمىتواند راهى غير از آنچه اهل حلّ و عقد بر آن اتّفاق كردهاند، برگزيند.
اگر گفته شود امير مؤمنان (ع) تنها به اجماع مردم بر بيعت خود استدلال كرده است و اگر نص يا دليل ديگرى بر صحّت امامت او وجود داشت استدلال به نصّ سزاوارتر بود و از اجماع سخن نمىفرمود.
پاسخ اين است كه استدلال آن حضرت به اجماع، افاده نفى نصّ و يا اثبات آن را نمىكند، بلكه جايز است ضمن احتجاج به اجماع، نصّ هم موجود باشد، و به مناسبت سابقه عمل نسبت به خلفاى پيشين تنها به اجماع استدلال فرموده باشد، و هم محتمل است كه خوددارى آن حضرت از استدلال به نصّ براى اين بوده كه مىدانسته است با وجود آن، به ذكر و يادآورى نصّ التفات و توجّهى نمىشود زيرا وقتى كه در ابتداى كار و هنگام رحلت رسول خدا (ص) به آن اعتنا نشده است پس از گذشت مدّتى طولانى از صدور آن، و دگرگونى اوضاع، در ذكر آن سودى متصوّر نيست.
(٣٦٥٥٦- ٣٦٥٢٥) ٤- بيان اين است كه جنگ با دو كس واجب است، اوّل آن كسى كه پس
[١] توجّه به اين نكته لازم است كه مطابق آنچه همه تاريخ نگاران نوشتهاند در اجتماع سقيفه بنى ساعده هيچ يك از بنى هاشم مانند على بن ابى طالب (ع) و عبّاس عمّ پيامبر اكرم (ص) و زبير و ديگران و همچنين دوستان آنها مانند سلمان و ابو ذر و عمّار و غيرهم حضور نداشته و مشغول تجهيز جسد مقدس پيامبر خدا (ص) بودهاند و بدون شركت آنها كه خاندان نبوّت و عمده رجال حلّ و عقد بودهاند و مخالفت طايفه انصار، اجماع متحقّق نشده است و بسيارى از دانشمندان اهل سنّت مانند امام فخر رازى تحقّق اجماع را در سقيفه انكار كردهاند (مترجم)