ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦١٨ - شرح
پس از شكنجه و آزار به قتل رسانيد، نقل شده كه شمار پاسداران مسلّحى كه در آن روز كشته شدهاند چهار صد نفر بوده است.
غدر و پيمان شكنى طلحه و زبير نسبت به عثمان بن حنيف غدر و خيانتى بود كه پس از شكستن بيعت خود با على (ع) انجام دادند و خيانت در خيانت بود، و اين پاسداران مسلّحى كه كشته شدند نخستين گروه مسلمانى هستند كه پس از اسارت و شكنجه و آزار، گردن آنها زده شده است.
بارى عثمان بن حنيف را مخيّر كردند كه در بصره اقامت كند و يا به على (ع) بپيوندد. او كوچ كردن از آن جا را برگزيد و آنان نيز او را رها كردند و به على (ع) پيوست، هنگامى كه آن حضرت را ديدار كرد گريست و عرض كرد من پيش از اين مردى سالخورده بودم و اكنون كه بر تو وارد شدهام جوانى ساده و ا مردم، امام (ع) فرمود: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ و آن را سه بار تكرار كرد، اين كه امام (ع) در خطبه مذكور فرموده است كه به كارگزار من در بصره و خازنان بيت المال مسلمانان يورش بردند و سخنانى كه به دنبال آن فرموده اشاره به همين ماجراست، پس از اين امام (ع) سوگند ياد مىكند كه اگر تنها يك تن از مسلمانان را به عمد و بى آن كه گناهى مرتكب شده باشد كشته بودند، كشتن همگى اين سپاه ياغى براى او روا بود، واژه إن در جمله و إن لو لم يصيبوا ... زايده است [١].
اگر گفته شود: آنچه از اين گفتار امام (ع) دانسته مىشود اين است كه قتل همگى اين سپاه به اين علّت كه انكار منكر نكردند و از اعمال زشت طلحه و زبير جلوگيرى به عمل نياوردند جايز بوده است، بنا بر اين آيا كشتن هر كسى كه انكار منكر نكند رواست؟
عبد الحميد بن ابى الحديد در شرح خود بر نهج البلاغه پاسخ داده است كه:
كشتن آنان جايز بوده، زيرا آنها اعتقاد داشتهاند كشتارهايى كه به دست اين بيعت
[١] در برخى از نسخههاى نهج البلاغه از جمله در همين كتاب اصلا إن ذكر نشده ليكن در شرح ابن ابى الحديد اين عبارت با إن آمده است (مترجم)