ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦ - فرموده است أو ليس لكم في آثار الأولين تا لا يبقون
نيست هر چند هم سودمند افتد، و در برابر سختيها و رنجها كه زوال پذير است جزع و بىتابى روا نيست اگر چه زيان آور به شمار آيد.
(١٩٣٤٧- ١٩٢٣٩)
فرموده است: أو ليس لكم في آثار الأوّلين ... تا لا يبقون.
امام (ع) در اين بيان به مردم آثار پيشينيان و پدران آنها را كه در گذشتهاند يادآورى مىكند و مىپرسد آيا بدانها عبرت گرفتهايد؟ و اين از نوع استفهام انكارى [١] است كه دلالت دارد بر اين كه عبرت نگرفتهاند، و اين بنا بر اين فرض است كه گذشتگان و پدران آنها از خرد برخوردار بودهاند، چنان كه اينها همين گمان را در باره آنها دارند. سپس هشدارى است بر اين كه بنگرند و پند گيرند كه گذشتگان باز نمىگردند و بازماندگان باقى نمىمانند، زيرا همين امر مايه عبرت بسيار است، و نيز تذكّرى است بر اين كه از اختلافى كه در احوال مردم دنيا مشاهده مىكنند و حالات گوناگون و متنّوعى را كه در مردم مىبينند، مىتوانند دريابند كه دنيا در هر حالى كه باشد پايدار نيست، و شايستگى دوام و بقا را ندارد، و اين مردم دنيا هستند كه يكى مرده و ديگرى بر او مىگريد، به يكى تسليت داده مىشود، ديگرى بر روى زمين افتاده و دچار بيمارىها و دردهاست ديگرى به عيادت او مىرود و اندوه او را دارد، و ديگرى در حال جان دادن و احتضار است، و آن كه از همه اينها سلامت مانده است در تكاپوى دنياست بىخبر از اين كه مرگ در پشت سر اوست و او را دنبال مىكند و از ارادهاى كه در بارهاش دارد آگاه نمىباشد و خداوند هم از او غافل نيست، و سر انجام هم بايد به دنبال گذشتگان برود هر چند ماندن او در اين دنيا به درازا كشد.
«ما» در جمله ما يمضي مصدرى است، و اين كه در بيان گروههاى مردم دنيا مرده را مقدّم داشته است، براى اين است كه يادآورى مرگ بزرگترين موعظه
[١] استفهام انكارى اگر به صورت مثبت باشد مورد پرسش منفى است و اگر در سياق نفى باشد موضوع پرسش مثبت است. جواهر البلاغه (مترجم)