ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥١٣ - ترجمه
دشمنى با خدا و مخالفت با دستور او كافى بود.
پيامبر (ص) بر روى زمين طعام مىخورد و مانند بردگان مىنشست، و به دست خود بر كفش و جامهاش وصله مىزد، بر الاغ برهنه سوار مىشد، و يكى را هم در پشت سر خود سوار مىكرد، پردهاى بر در اطاقش آويخته ديد كه در آن تصويرهايى بود، به يكى از همسرانش فرمود: اى زن! اين را از نظر من پنهان كن، زيرا هنگامى كه به آن مىنگرم به ياد زيب و زيور دنيا مىافتم، او با تمام قلب خويش از دنيا روگردانيد و ياد آن را از خود دور ساخت، و دوست داشت كه آرايشهاى دنيا از نظرش ناپديد باشد، مبادا از آن جامه فاخرى برگيرد، يا دنيا را جاى آرميدن بشمارد، و اميد درنگ در آن داشته باشد، لذا آن را از جان خويش بكلّى بيرون راند، و از دل خود دور ساخت و از جلو چشمش پنهان گردانيد، آرى چنين است كسى كه چيزى را دشمن مىدارد از اين كه به آن نظر كند و نام آن نزد او برده شود نيز بيزار است.
در روش زندگى پيامبر خدا كه درود خداوند بر او و خاندانش باد چيزهايى است كه تو را به زشتيهاى دنيا و عيبهاى آن آگاه مىسازد، زيرا او با بستگان خود در دنيا گرسنه به سر برد و با همه تقرّبى كه در پيشگاه خداوند داشت زيب و زيور دنيا از او به دور داشته شد، بنا بر اين بيننده بايد با چشم خرد بنگرد كه آيا خداوند با اين كار محمّد (ص) را گرامى داشته و يا خوار ساخته است، اگر بگويد خوار كرده است دروغ گفته و به خداوند بزرگ سوگند دست به بهتان بزرگى زده است، و اگر بگويد او را گرامى داشته بايد بداند خداوند آن ديگرى را خوار داشته كه دنيا را براى او فراخ و گسترده ساخته، زيرا آن را از مقرّبترين كسان به درگاهش دريغ داشته است، بنا بر اين كسى كه مىخواهد تأسّى جويد بايد از پيامبر خود پيروى كند، و در پى او گام بردارد، و به هر جا او وارد شده به آنجا در آيد، و اگر چنين نكند از هلاكت ايمن نخواهد بود، زيرا خداوند محمّد (ص) را نشانه قيامت و مژده دهنده بهشت و بيم دهنده عقوبتها و كيفرها قرار داده است.
آرى او با شكم گرسنه از دنيا رفت و با قلبى سليم به ديار آخرت وارد