ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥ - بيان آن حضرت كه فرموده است و لا تنافسوا تا إلى فناء
برخى نسخهها «و كم عسى» به جاى «و ما عسى» آمده است. و معنا اين است:
چه بسيار اميدوار است كسى كه به سوى مقصدى با شتاب تمام مىراند كه به آن برسد، و اين استفهام براى تحقير و ناچيز شمردن مدّت حركت است كه مراد از آن همان مدّت زندگى در دنياست، و مفعول «المجرى» محذوف است، و تقدير آن «المجري مركوبه» مىباشد. كه چون غرض تنها بيان اجرا بوده، مفعول حذف شده است و اين واژه گاهى به صورت لازم هم آمده است، همچنين است قول آن حضرت: «و ما عسى أن يكون بقاء من له ... تا يفارقها» يعنى: چه اميد و آرزويى بر اين بقا و دوام است؟ و «كان» در اين جا تامّه است، و استفهام در هر دو جا براى تحقير و ناچيز شمردن مدّت زيست در دنيا و ردّ بر آرزومندان و اميدواران به آن است. و مقصود از «الطّالب الحثيث» مرگ است كه طلب كنندهاى شتابان است. و بر سبيل مجاز [١] لفظ طلب به مرگ نسبت داده شده و حدو براى آن استعاره گرديده و مناسبت آن بر خواننده پوشيده نيست، زيرا واژه حدو كنايه از علل و اسبابى است كه آدمى را پيوسته به سوى مرگ مىكشاند.
(١٩٢٣٨- ١٩١٨٨)
بيان آن حضرت كه فرموده است: و لا تنافسوا ... تا إلى فناء
نهى است از اين كه به دنيا در هيچ يك از احوال آن، چه خوب و چه بد اعتماد كنيم، عزّت و افتخارات و زيورها و تنعّمات آن را كه از جمله محاسن و خوبيهاى دنياست، پايدار بدانيم، و نهى كرده است از اين كه به اينها دلبستگى و به خاطر آنها با يكديگر همچشمى داشته باشيم، و امّا شرّ دنيا عبارت از زيانها و سختيهاى آن است كه از بىتابى و ناشكيبايى در برابر آنها نهى كرده است و در باره وجوب خود دارى از ارتكاب آنچه نهى كرده استدلال فرموده است به ناپايدارى و زوال آنها، و اين كه هر چه زايل شدنى و از ميان رفتنى است شايسته دلبستگى و رغبت
[١] مجاز به فتح ميم از اصطلاحات ادبى و اصولى است و در مقابل حقيقت به كار مىرود و عبارت است از استعمال لفظ در غير معنايى كه براى آن وضع شده است. فرهنگ معارف اسلامى (مترجم)