ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٧٦ - فرموده است بالقيامة تزلف الجنة للمتقين و تبرز الجحيم للغاوين
به آن ايمان گفته مىشود، زيرا كردار شايسته از كمالات ايمان است و بدون آن كامل نبوده و سودى در آن نيست، همچنين اگر علم با عمل مقرون نباشد فايده آن در آخرت اندك بلكه بىفايده مىباشد و مانند ويرانهاى است كه سودى از آن حاصل نيست، و همان گونه كه ويرانه قابليّت سكنا ندارد علم خالى از عمل نيز فاقد سود و ارزش مىباشد، از اين رو امام (ع) در جاى ديگر فرموده است: العلم مقرون بالعمل يعنى علم قرين و همنشين عمل است و فرموده است: علم عمل را آواز مىدهد كه به سوى او بيايد اگر نيايد علم از او كوچ مىكند.
امّا اين كه فرموده است: بالعلم يرهب الموت براى اين است كه داشتن معارف الهى و آگاهى به غرضى كه در آفرينش انسان است و مقايسه دنيا با آخرت و علم به احوال معاد همه مستلزم ياد مرگ و پيوسته در انديشه آن بودن است و همين توجّه مداوم موجب بيم و هراس از مرگ، و عمل براى آن و احوال پس از آن است.
(٣١٧٠٤- ٣١٧٠١)
فرموده است: و بالموت تختم الدّنيا.
معناى عبارت مذكور روشن است، زيرا دنياى انسان عبارت از كليّه اعمال بدنى است كه در طول دوران پيش از مرگ انجام مىدهد و با فرا رسيدن مرگ همه آنها پايان مىيابد.
(٣١٧٠٨- ٣١٧٠٥)
فرموده است: و بالدّنيا تحرز الآخرة.
اشاره است به اين كه دنيا محلّ آماده شدن و به دست آوردن زاد و توشه براى روز آخرت است و در اين جاست كه انسان كمال لازم را براى رسيدن به سعادت آن جهان به دست مىآورد. و ما پيش از اين در اين باره سخن گفتهايم.
(٣١٧١٦- ٣١٧٠٩)
فرموده است: بالقيامة تزلف الجنّة للمتّقين و تبرز الجحيم للغاوين.
اين گفتار اشاره لطيفى است به آنچه ما بارها آن را ذكر كردهايم، و آن عبارت از اين است كه با رسيدن مرگ و بر طرف شدن حجاب بدن، انسان در مىيابد كه چه سرنوشتى براى خود فراهم كرده و چه خوب و بدى را از پيش