ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٥١ - فرموده است و إن النساء همهن زينة الحياة الدنيا و الفساد فيها
يا درّندگان و يا زنان شبيه مىگردد، و اين چيزى است كه هر خردمندى از آن روگردان است و همان است كه آن بزرگوار با جمله اعقل ذلك امر به تعقّل و درك آن فرموده است. در اين جا سزاوار است بنگريم كه اين سخنان چه اشارهها و نكتههاى لطيفى را در بر دارد، و آن بزرگوار با ديده حقّ بين خود آن چنان كه هست آنها را تذكّر داده است، و ما هنگامى كه با اين گونه سخنان كه مشحون از دانش و حكمت است برخورد مىكنيم و به ياد مىآوريم كه آن بزرگوار آن را در كتابى نخوانده و از بحثى استفاده نكرده است در مىيابيم كه اين فيض ربّانى است كه از طريق سرور بشر و استاد و مرشدش (ص) به آن بزرگوار منتقل شده است.
عبد الحميد بن ابى الحديد [١] شارح فاضل نهج البلاغه رحمه الله گفته است كه باطن سخنان مذكور به سران جنگ جمل اشاره دارد، زيرا آنها در صدد بر آمدند با از ميان بردن آن حضرت و كشتار مسلمانان، خشم خود را فرو نشانند، و همانها بودند كه بر كارى كه خود، آن را مرتكب شده بودند آن بزرگوار را سرزنش كردند، و اين همان برانگيختن و گردآورى مردم بر ضدّ عثمان و محاصره خانه او بود، همچنين سران جنگ جمل بودند كه براى رسيدن به مطامع خود، با اظهار بدعت و ايجاد فتنه به مردم بصره رو آوردند، و دورويى كردند، و به دو زبان با مردم سخن گفتند، زيرا آنها پيش از اين با امام (ع) بيعت كرده و نسبت به آن حضرت اظهار خشنودى كردند، ليكن پس از آن چهره ديگرى از خود نشان داده بيعت خود را با او شكستند، از اين رو امام (ع) اين گناه آنان را به منزله شرك به خدا دانسته است كه جز با توبه آمرزيده نخواهد شد. پس از اين شارح مذكور گفته است كه مراد از جمله اعقل ذلك تعقّل و درك همين موضوع است، زيرا مثل هر چيزى دليل اشباه و نظاير خود مىباشد. و توفيق از خداوند است.
[١] عزّ الدّين عبد الحميد بن محمّد بن محمد بن حسين ابن ابى الحديد مداينى اديب و مورّخ از رجال دربار بنى عبّاس بوده است، مهمترين كتاب او شرح نهج البلاغه است كه آن را به نام ابن علقمى وزير عباسيان نوشته است.
تولّد او به سال ٥٨٦ ه بوده و در سال ٦٥٥ ه وفات كرده است. فرهنگ دهخدا (مترجم).