ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٤٨ - شرح
يُشْرَكَ بِهِ^ ... [١]» صريح است بر زيان شرك و بى حاصل بودن آن، از اين كه امام (ع) فرموده است: شرك در عبادتى كه خداوند آن را واجب فرموده است، دانسته مىشود كه مراد از آن، رياى در عبادت است، نه اين كه خداى دوّمى اتّخاذ و آن را شريك حقّ تعالى قرار داده باشد، شرك به خدا گاهى در نتيجه غلبه جهل و استيلاى غفلت، و ترك تحصيل معرفت و عدم تفكّر در يگانگى خداوند در نفس پديد مىآيد، و زمانى به علّت غلبه شهوت و خواهشهاى نفسانى است، چنان كه شخص رياكار در عبادت غرضى جز طلب دنيا ندارد.
دوّم: اين كه براى فرو نشانيدن خشم خود كسى را به هلاكت برساند، در يكى از نسخههاى نهج البلاغه بهلاك نفسه آمده است ليكن نفس بدون الحاق ضمير اعمّ است، هلاكت مذكور گاهى در دنيا واقع مىشود مانند اين كه از طريق سخن چينى و بدگويى نزد پادشاهان و حاكمان و مانند اينها باعث نابودى ديگرى گردد و زمانى در آخرت است و اين به سبب گناهانى است كه در نتيجه انتقامجويى و براى فرو نشانيدن خشم حاصل مىشود، چنان كه صريح قول خداوند متعال است كه: «وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها [٢]» و اين گناه به سبب قوّه غضبيّه دامنگير آدمى مىشود.
٣- كارى را كه ديگرى انجام داده مورد عيبجويى قرار دهد، منظور اين است كه با عيبجويى و بدگويى از عمل ديگرى موجبات آزار و نابودى او را فراهم كند، در اين صورت در زمره كسانى خواهد بود كه در روى زمين به فساد و تباهى كوشيدهاند و صريح قول خداوند متعال است كه: «إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا ... [٣]» برخى از شارحان فعل يعرّ را با عين مهمله
[١] سوره نساء (٤) آيه (٤٨) يعنى: خداوند (هرگز) شرك به او را نمىبخشد ...
[٢] سوره نساء (٤) آيه (٩٣) يعنى: هر كس مؤمنى را از روى عمد بكشد كيفر او دوزخ است كه جاويد در آن مىماند.
[٣] سوره مائده (٥) آيه (٣٣) يعنى: كيفر آنهايى كه با خدا و پيامبر به جنگ برمىخيزند، و در روى زمين دست به فساد مىزنند اين است كه اعدام شوند.