ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٤٤ - شرح
(٣٠٨٦٨- ٣٠٨٦٠) سپس امام (ع) دستورهاى خود را به شنوندگان، به شرح زير ادامه مىدهد:
١- اين كه از مستى جهل به هوش آيند، و از خواب غفلت بيدار شوند، واژه سكرة (مستى) مستعار است و مناسبت آن اين است كه غفلت مانند مستى موجب پشت پا زدن به حكومت عقل است.
(٣٠٨٧٢- ٣٠٨٦٩) ٢- اين كه از شتاب خود بكاهند، مراد از عجله سرعت حركت و شتافتن در طلب دنيا و اهتمام نسبت به آن است و مقصود از اختصار، كاستن اين حركت و كم كردن آن است.
(٣٠٨٩٠- ٣٠٨٧٣) ٣- اين كه در باره سخنان پيامبر گرامى (ص) كه در آنها مرگ، و زمان حضور خلايق در پيشگاه خداوند متعال براى داورى، فراوان ياد شده است سخت بينديشند. انعام فكر در اين باره، عبارت از تدقيق نظر و سخت انديشيدن در پيرامون مرگ و احوال پس از آن است، همچنين پند گرفتن و عبرت آموختن از حادثهاى كه هيچ كس را در برابر آن چاره و گريزى نيست.
(٣٠٩٠٣- ٣٠٨٩١) ٤- با كسى كه خلاف اين سخنان رفتار مىكند، و نظر خود را متوجّه غير از اين ساخته، و دنيا و زيب و زيور آن را پناه خود در برابر مرگ قرار داده است، بايد مخالفت كند، و او را به آنچه بدان خشنود است واگذارد، و به اين كه امور فانى را به جاى نعمتهاى باقى برگزيده، و شقاوتها و عذابهايى را كه مستلزم اين كار است براى خود پسنديده است او را رها سازد.
(٣٠٩٠٩- ٣٠٩٠٤) ٥- بايد فخر و به خود نازيدن را فرو گذارد، و تكبّر و خود بزرگ بينى را رها كند، ما پيش از اين پيامدها و آفات تكبّر را بيان كردهايم، فخر و مباهات نيز مستلزم كبر است، زيرا هر كس كه به خود مىبالد و فخر و مباهات مىكند متكبّر نيز هست و اين دو ملازم يكديگرند.
(٣٠٩٢٣- ٣٠٩١٠) ٦- اين كه انسان بايد همواره گور خود را به ياد آورد، زيرا ياد آن مايه كمال عبرت است.
فرموده است: فإنّ عليه ممرّك.