ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٤٢ - شرح
آنها را بر آورده ساخته و اكنون بدآنها پشت مىكنند، پيداست كه در اين هنگام از آنچه در دنيا به آن دست يافته و به آرزوهايى كه رسيده، و بىنيازى كه پيدا كرده بودند سودى نمىبرند.
(٣٠٨٤٠- ٣٠٨٠٨) امام (ع) پس از اين سخنان شنوندگان را از اين كه در چنين موقعيّت و منزلتى باشند بيم مىدهد، منظور از منزلت در اين جا، داشتن روش ارباب غفلت است كه احوال آنها را بيان فرمود، زيرا غفلت و عدم توجّه، حالتى دشوار و منشأ لغزش و گناه مىباشد، سرّ اين كه امام (ع) در اين تحذير خود را نيز شريك ساخته و به خود نيز بيم مىدهد اين است كه در توجّه دادن شنوندگان به طاعت و فرمانبردارى خويش مؤثّرتر است، سپس دستور مىدهد كه هر كسى بايد از وجود خود سود برد، و چون تنها افراد با بينش مىتوانند از وجود خود منتفع شوند با شرح حال افراد بصير، كيفيّت اين انتفاع را بيان فرموده و امورى را متذكّر شده است:
١- اين كه انسان در باره آنچه از كلام خدا و سخنان پيامبرش (ص) مىشنود، و پندهاى مؤثّرى كه از آنها به گوش او مىرسد انديشه كند، زيرا چنان كه مىدانيم بدون تفكّر، سودى از اينها نخواهد برد.
٢- به چشم سر و به ديده دل بنگرد، و مقاصد مفيدى را دنبال كند و پس از شناخت با هوشمندى از آنها اندرز گيرد.
٣- از عبرتها و دريافتهاى خود بهره بردارد، و اين در هنگامى ميسّر است كه همواره بر طبق آنچه دانسته و دريافته است عمل كند.
٤- اين كه در صراط مستقيم گام بردارد، همان راهى كه شرع آن را نشان داده است، و راههاى آن روشن است، و بايد از عدول و انحراف از آن دورى كند، زيرا هر كس از راه دين منحرف شود، هر چند انحراف او كم باشد در پرتگاه نابودى مىافتد، و در وادى گمراهى سرگردان مىشود، و ما ضمن سطور گذشته مثلى را كه در اين باره پيامبر گرامى (ص) بيان كرده است ذكر كردهايم، در آن جا كه فرموده است: «خداوند مثل درستى زده، كه در دو سوى صراط،