ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٢٩ - شرح
بِمَفَاتِيحِهِ- وَ لَا تُكْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِمَصَابِيحِهِ- قَدْ أَحْمَى حِمَاهُ وَ أَرْعَى مَرْعَاهُ- فِيهِ شِفَاءُ الْمُشْتَفِي وَ كِفَايَةُ الْمُكْتَفِي (٣٠٧٤٨- ٣٠٦٢٩)
[لغت]
(عرفاء): جمع عريف به معناى نقيب است كه عنوانى پايينتر از رئيس مىباشد.
[ترجمه]
«طلوع كنندهاى طلوع كرد، و درخشندهاى درخشيد، و تابندهاى تابيد، و كژ به اعتدال گراييد، خداوند گروهى را به گروهى ديگر، و روزى را به روزى ديگر مبدّل ساخت، ما مانند قحطى زدگان كه چشم به راه بارانند در انتظار دگرگونى اوضاع بوديم، همانا امامان، كارگزاران خداوند براى سرپرستى امور بندگانند، و شناساننده حقّ تعالى به آنان مىباشند، هيچ كس به بهشت در نمىآيد مگر اين كه آنان را بشناسد و آنها نيز او را بشناسند، و وارد دوزخ نمىشود جز كسى كه آنان را انكار كند و آنان نيز او را انكار كنند، خداوند شما را به دين اسلام مخصوص داشت، و شما را براى آن خالص و سزاوار گردانيد، زيرا اسلام نام سلامت، و مجتمع بزرگوارى و كرامت است، راه اسلام را خداوند برگزيده، و دلائل آن (قرآن) را بيان فرموده كه ظاهر آن دانش و باطنش حكمت است، احكام (يا تازههاى) آن از ميان نمىرود، و شگفتيهاى آن پايان نمىپذيرد، در صفحات آن باران نعمتزا و چراغهاى ظلمت زداست، درهاى خير و بركت جز به وسيله آن گشوده نمىشود، و تاريكيهاى جهل جز به چراغ هدايت آن زدوده نمىگردد، خداوند حدود محرّمات خود را در آن تعيين كرده، و حلال و مباح خويش را در آن مشخّص ساخته است، بهبودى است براى كسى كه از آن سلامت بجويد، و بىنيازى است براى كسى كه از آن بىنيازى بخواهد.»
[شرح]
(٣٠٦٣٧- ٣٠٦٢٩) طلوع طالع اشاره به فرا رسيدن دوران حكومت آن حضرت، و انتقال خلافت به اوست، و جمله لمع لا مع كنايه از ظهور خلافت است، از اين نظر كه حقّ اوست،