ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤١٧ - فرموده است و أقدموا على الله مظلومين
كنند، مراد از أعلام البدع يعنى از سران و رهبران اين بدعتها نباشند، و در اين كار شهرت و آوازه به هم نرسانند كه مردم به آنها اقتدا كنند و به دنبال آنها بشتابند همان گونه كه به دنبال علم و نشانه مىشتابند، در حديث است كه: «هنگام ظهور فتنه همچون شتر بچّه باش كه نه پشتى دارد كه بر آن سوار شوند، و نه پستانى كه آن را بدوشند [١]».
(٣٠٤٧٩- ٣٠٤٤٦)
فرموده است: و أقدموا على اللّه مظلومين.
مراد از اين كه مظلوم بر خدا وارد شويد پذيرفتن ظلم و تن دادن به آن نيست زيرا اين خلاف فضيلت عدالت و طرف تفريط آن بوده و رذيلت است، بلكه مراد اين است كه اگر قدرت يافتيد كه ظلم و ستمگرى كنيد دست از آن باز داريد هر چند اين خوددارى از ستمكارى موجب پذيرش ظلم و تن دادن به آن باشد، بديهى است اين روش، باعث شكستن نفس و جلوگيرى از آن در ارتكاب رذيله ظلم است، بويژه در نفوس عرب كه بيشتر از ديگران دست ستم دراز مىكنند، و از پذيرش ظلم و تن دادن زير بار مظلوميّت، امتناع دارند، اگر چه اين امر مستلزم آن باشد كه به ظلم آلوده و به ارتكاب اين گناه گرفتار شوند. چنان كه شاعر عرب گفته است:
|
و من لم يذد عن حوضه بسهامه |
يهدم و من لا يظلم القوم يظلم [٢] |
|
مراد از مدارج الشّيطان راههاى شيطان است و اين راهها همان صفات زشت و خويهاى ناپسندى است كه شيطان آنها را خوب و پسنديده جلوه داده و مردم را به سوى خود مىكشاند، همچنين مهابط العدوان محلّها و مواردى است كه شيطان در آن فرود مىآيد و انسان را به تعدّى و ستمكارى وا مىدارد كه اينها نيز از جمله راههاى شيطان به شمار مىآيد، منظور از لعق الحرام كالا يا چيزهايى
[١] كن في الفتنة كابن لبون لا ظهر فيركب و لا ضرع فيحلب.
[٢] هر كس با تيرهايش از آبگير خود دفاع نكند- ويران مىگردد و كسى كه به قوم خود ستم نكند ستم بر او مىشود.