ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤١٥ - بخشى از اين خطبه است
پليدى انسان صفات زشت و ملكات ناپسند اوست.
امام (ع) براى بيان شدّت اين حادثه، و اين كه بسيار ترسآور و هراس انگيز است، دو صفت مرعاد و مبراق (بر رعد و برق) را استعاره فرموده، و اين به ملاحظه شباهتى است كه اين حادثه به ابر پر رعد و برق دارد، و توصيف كاشفة عن ساق بيانگر اين است كه اين فتنه ويرانگر مانند كسى كه براى جنگ يا امر مهمّ ديگرى آستين بالا زده باشد، آماده و سبكبار رو مىآورد، اين كه در اين حادثه پيوندهاى خويشاوندى بريده، و از اسلام جدايى حاصل مىشود روشن است و نيازى به توضيح ندارد، مقصود از برىء يا بىگناه كسى است كه معتقد است در دولت فتنهگران درستكار خواهد بود و به گناه آلوده نمىشود، در حالى كه اين طور نيست و از چنين درستكارى و سلامتى برخوردار نمىباشد، زيرا ظاهر اين است كه در چنين فتنه فراگيرى كسانى كه دامن به معصيت خداوند نيالوده باشند بسيار اندك بلكه از كم كمترند، و شايد اگر جستجو شود چنين افرادى يافت نشوند، مقصود از ظاعن (كوچ كننده) كسى است كه معتقد است از اين فتنه دورى جسته و از آن تخلّف كرده و در آن شركت ندارد، در حالى كه چنين نيست، و روشن است كه او از فتنه جدا و دور نشده است، و شايد هم مراد از عبارت مذكور اين باشد كه هر كس از بيم آن كوچ كند از گزند آن رهايى نمىيابد. و توفيق از خداوند است.
بخشى از اين خطبه است:
بَيْنَ قَتِيلٍ مَطْلُولٍ وَ خَائِفٍ مُسْتَجِيرٍ- يَخْتِلُونَ بِعَقْدِ الْأَيْمَانِ وَ بِغُرُورِ الْإِيمَانِ- فَلَا تَكُونُوا أَنْصَابَ الْفِتَنِ وَ أَعْلَامَ الْبِدَعِ- وَ الْزَمُوا مَا عُقِدَ عَلَيْهِ حَبْلُ الْجَمَاعَةِ- وَ بُنِيَتْ عَلَيْهِ أَرْكَانُ الطَّاعَةِ- وَ اقْدَمُوا عَلَى اللَّهِ مَظْلُومِينَ وَ لَا تَقْدَمُوا عَلَيْهِ ظَالِمِينَ- وَ اتَّقُوا مَدَارِجَ الشَّيْطَانِ وَ مَهَابِطَ الْعُدْوَانِ- وَ لَا تُدْخِلُوا بُطُونَكُمْ لُعَقَ الْحَرَامِ- فَإِنَّكُمْ بِعَيْنِ مَنْ حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَعْصِيَةَ- وَ سَهَّلَ لَكُمْ سُبُلَ الطَّاعَةِ (٣٠٤٧٩- ٣٠٤١٥)