ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤١٤ - فرموده است يضيع فى غبارها الوحدان و يهلك فى طريقها الركبان ص
اين جا بدين معناست كه اگر عدّه اندكى از مردم در صدد دفع آن برآيند در غبار اين فتنه نابود خواهند شد، چه رسد به اين كه بتوانند با انبوه آنها در آويزند امّا منظور از ركبان (سواران) جمع كثيرى از مردم است كه بر اثر اين آشوب، و در نتيجه مقابله با آن هلاك خواهند شد، گفته شده مراد از وحدان (افراد) دانشمندان و افراد برجسته زمان است، چنان كه گفته مىشود: فلان، يگانه روزگار خويش است، و مقصود از غبار، شبهاتى است كه چشمان آنان را از مشاهده حقّ پوشانيده است. در هر حال ركبان كنايه از جماعتى است كه داراى نيرو و قدرت باشند، و هنگامى كه اينها در برابر فشار اين فتنه و امواج آن نابود شوند، حال كسانى كه فاقد نيرو و جمعيّت مىباشند روشن است، مراد از مرّ القضاء يا مقدّرات تلخ، كشتار و اسارت و مانند اينهاست، و اين كه پيدايش حوادث كه ظاهرا زمانى زيانآور و گاهى سودمندند، بنا بر قضاى الهى و تقديرات آسمانى است آشكار مىباشد، صفت حلب (دوشيدن) را براى اين حادثه به مناسبت شباهت آن به ناقه استعاره فرموده، و كنايه از ريختن خونهاى بسيار در اين آشوب است، منظور از منار الدّين نشانههاى دين، علما و دانشمندان مىباشد و ممكن است مراد قوانين و اصول كلّى دين بوده باشد و شكست آن، كشتار علما و ويران ساختن پايههاى دين و عمل نكردن به احكام آن است، و عقد اليقين عبارت است از اعتقاد راسخى كه انسان را به مرتبه علم اليقين يا عين اليقين برساند، و اين همان اعتقادى است كه مطلوب شريعت، و موجب رسيدن به جوار قرب خداوند است، و نقض اين عقد، ترك عمل به مقتضاى آن و دگرگون ساختن آن است، أكياس يا هوشمندانى كه از اين حادثه گريزان مىشوند دانشمندان و خردمندانى مىباشند، كه از عقل سليم برخوردارند، بارى اين اشارات همگى دلالت دارد بر فتنه مغولها كه ما پيش از اين بيان كرديم، آشكار است كه منظور از تدبّرها الأرجاس نفوس پليد و ناپاك است، و شيطان با ظاهر گردانيدن پليديهاى اين نفوس در حركات و اعمال آنها ايجاد فساد و تباهى مىكند، و به مقتضاى شرع