ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٩٧ - فرموده است و استراح قوم إلى الفتن
دنيا رو آورده و از غير آن بريدند، و دستهاى از دين جدا شده و راهى مخالف آن در پيش گرفتند.»
[شرح]
اين خطبه دنباله سخنانى است كه امام (ع) پيش از اين بيان فرموده و سيّد رضىّ رضوان اللّه عليه آن را ذكر نكرده است، در اين گفتار گروه گمراهى را كه بر مردم چيره شده و قدرت يافته، و خداوند نيز به آنها مهلت داده بود توصيف فرموده است.
(٣٠٠٢٠- ٣٠٠١٢)
فرموده است: و طال الأمد بهم ليستكملوا الخزى ... تا حتّى إذا.
اين سخن شبيه گفتار خداوند متعال است كه فرموده است: «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا [١]» همچنين «وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً [٢]»
(٣٠٠٢٤- ٣٠٠٢١)
فرموده است: حتّى إذا اخلولق الأجل.
يعنى: تا اين كه دوران آنها كهنه گردد، و اين كنايه از سر آمدن روزگار آنها، و به پايان رسيدن مدّتى است كه قلم قضاى الهى براى آنها نوشته و مقدّر كرده بود.
(٣٠٠٣٤- ٣٠٠٢٥)
فرموده است: و استراح قوم إلى الفتن.
اين سخن اشاره به كسانى است كه از پيروان و ياوران حقّ به شمار مىآيند، و از مشاركت در وقايعى كه در آخر الزّمان روى مىدهد خوددارى كرده گوشه نشينى اختيار مىكنند، سيتريح إليها، يعنى: درگيرى مردم را با يكديگر آسايشى براى خود شمرده صلاح خود را در بريدن از مردم و گوشهگيرى و گمنامى
[١] سوره آل عمران (٣) آيه (١٧٨) يعنى: ما به آنان مهلت مىدهيم تا بر گناهان خود بيفزايند.
[٢] سوره اسراء (١٧) آيه (١٦) يعنى: و هنگامى كه بخواهيم شهر و ديارى را نابود سازيم، اوامر خود را براى متنعّمان و ثروتمندان آنها بيان مىداريم و هنگامى كه به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات يافتند آنها را به سختى درهم مىكوبيم.