ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٥٠ - فرموده است كأني أنظر إلى فاسقهم
فرومايگان بر سر مال پست دنيا ازدحام كرده و براى حرام آن به نزاع برخاستهاند، پرچم بهشت و دوزخ براى آنان افراشته شده ليكن آنان از بهشت رخ برتافته، و با كردار ناشايست خود به آتش رو آوردهاند، خداوند آنها را دعوت كرد امّا آنان پشت كرده و از آن رميدند و شيطان آنها را فرا خواند پذيرفتند و به آن گرويدند.»
[شرح]
(٢٨٧٧٩- ٢٨٧٦٩) بايد دانست كه ضمير جمع در آثروا و أخّروا و ما بعد اينها ضماير مهملى هستند كه بر جماعت اطلاق مىشوند هر چند ممكن است بعضى از جماعت مراد باشد، و گفتار امام (ع) در اين جا بر كسانى صدق دارد كه تا زمان او باقى مانده و هر چند ظاهرا از اصحاب پيامبر (ص) به شمار مىآيند ليكن روشى ناپسند دارند، مانند مغيرة بن شعبه و عمرو بن عاص و مروان بن حكم و معاويه و ديگر حكّام بنى اميّه يعنى همان كسانى كه دنيا را اختيار كردند و به آن در آويختند، و ثوابهاى آخرت را از ياد برده و به دست فراموشى سپردند، و لذّاتى را كه از شايبه آلودگيهاى دنيوى و تيرگيهاى نفسانى پاك بوده و در برابر ثوابهاى آخرت وعده داده شده، رها كرده، لذّات زودگذر خيالى مشوب به عوارض و امراض و دگرگونى و زوال را برگزيدند. واژه آجن كه به معناى آب گنديده است براى لذّات دنيا استعاره شده و اين خوشيها را به آبى تشبيه فرموده كه مزه آن دگرگون گشته و آشاميدن آن روا و گوارا نيست، و با ذكر واژه شرب ترشيح داده شده است.
(٢٨٨٧٤- ٢٨٧٨٠)
فرموده است: كأنّي أنظر إلى فاسقهم.
احتمال دارد فاسق معيّنى از آنان اراده شده باشد مانند: عبد الملك بن مروان كه در اين صورت ضمير فاسقهم به بنى اميّه و پيروان آنها برگشت دارد، و نيز محتمل است كه منظور، مطلق فاسق باشد، يعنى كسى كه پس از آن حضرت از بنى اميّه به فسق و فجور پردازد، و صفاتى را كه ذكر فرموده دارا باشد: از قبيل اين كه به ارتكاب منكرات پردازد و به اين اعمال خوگيرد، و تا پايان عمر آن را مطابق طبع خود يابد. جمله حتّى شابت عليه مفارقه يعنى: تا اين كه موى سرش