ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٤٤ - فرموده است و لا تخاطبنا بذنوبنا،
عذاب و كيفر اوست، و همه اينها چيزهايى است كه انسان براى خاطر آنها مساعى خود را به كار مىبرد، سپس امام (ع) خواستهاى خود را از درگاه حق تعالى مسألت مىكند كه: آنان را سيراب فرمايد و بر اثر خشكسالى و قحطى نابود نگرداند، و به سبب اعمالى كه سفيهان و نابخردان مرتكب مىشوند و موجب دورى از رحمت پروردگار است آنان را مورد مؤاخذه قرار ندهد، چنان كه خداوند متعال از قول موسى (ع) نقل مىكند كه عرض كرد: «أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا [١]» پس از آن شكوه از قحط سالى را با ذكر عواملى كه آنها را به ستوه آورده و به اين شكايت برانگيخته تكرار كرده است تا به درستى عذر اين شكايت باشد.
مقاحط عبارت از محلّهاى قحطى زده يا سالهاى قحطى است، ظاهرا گرسنگى و لختى و ديگر آثار قحطى، فتنه و آزمايشى از جانب پروردگار است تا دلها از هواها و خواستهايى كه دارند برگردد، و به سوى پروردگار رجوع كنند، سپس امام (ع) از خداوند مىخواهد كه دعايش را به اجابت مقرون فرمايد.
(٢٨٦٤٦- ٢٨٥٩١)
فرموده است: و لا تخاطبنا بذنوبنا،
يعنى: خداوندا در پاسخ ما به گناهانمان استدلال مكن و ما را با كردارمان مسنج، يعنى رفتار خود را با كردار بد ما مقايسه مفرما و اين را برابر آن قرار مده، و بدى را سزاى بدى مگردان، پس از آن تا آخر خطبه مطالب خود را به نحو كامل و شايسته از خداوند سبحان درخواست مىكند كه معانى آنها آشكار است، و توفيق از خداوند است.
[١] سوره أعراف (٧) آيه (١٥٥) يعنى: آيا ما را به سبب كردار سفيهان، هلاك مىكنى؟