ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٣٦ - سپس امام(ع) در اين گفتار خود كه فإن فوزا بهذه الخصال تا آخر خطبه
است كه بخشش ادامه دارد، و به محض قطع انعام براى اين كه دوباره آن را به دست بياورد و بخشنده را ناگزير به ادامه بخشش كند، به جاى شكر گذشته به آزار و شرارت مىپردازد.
در باره دسته دوّم يعنى كسانى كه احسان و نيكى را در جاى خود به كار مىبرند، امام (ع) موارد مذكور را يادآورى مىكند و دستور مىدهد كه اموال خود را در اين راهها مصروف دارند، و پنج مورد را ذكر مىكند:
(٢٨٣٣٠- ٢٨٣٢٤) ١- پيوند با خويشان.
٢- ميهماندارى پسنديده. (٢٨٣٣٤- ٢٨٣٣١)
(٢٨٣٤٠- ٢٨٣٣٥) ٣- آزاد كردن اسيران و رنجديدگان (مراد از عانى كه در خطبه است همان اسيران است.)
(٢٨٣٤٦- ٢٨٣٤١) ٤- بخشش به مستمندان و وامداران.
(٢٨٣٥٥- ٢٨٣٤٧) ٥- پرداخت حقوق واجب إلهى به مستحقّان آنها مانند زكات و صدقات مستحبّى.
منظور از نوائب زيانها و تاوانها و هزينههايى است كه انسان به وسيله آنها از دست و زبان ستمگران رهايى پيدا مىكند، و صرف مال در اين موارد بر انسان واجب است. اين موارد پنجگانه از شاخههاى فضيلت كرم است كه طىّ جملات: فمن آتاه اللّه ... تا ابتغاء الثّواب بدانها اشاره فرموده است. و با ذكر واژه ابتغاء كه مفعول له و مبيّن علّت وقوع فعل است تذكّر مىدهد كه انفاق و بخشش در موارد مذكور اگر به قصد امتثال امر إلهى باشد به جا و در مورد خود انجام گرفته است، و اگر اين كارها براى خودنمايى و شهرت طلبى صورت گرفته باشد اگر چه از نظر شرع ظاهرا مجزى و موجب اسقاط تكليف است ولى باطنا نه مجزى است و نه مقبول.
(٢٨٣٦٩- ٢٨٣٥٦)
سپس امام (ع) در اين گفتار خود كه فإنّ فوزا بهذه الخصال ... تا آخر خطبه
به امتيازهايى اشاره مىكند كه نصيب كسانى است كه نيكى و احسان را در مواردى