ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٣٣ - فرموده است أما إنه ليس بين الباطل و الحق إلا أربع أصابع،
عمل شخص غيبت كننده و پيامد كردار او مفسّر اين گفتار است، همچنان كه عبارت: باطل اين است كه بگويى شنيدم، و حقّ اين است كه بگويى ديدم، چگونگى عمل را روشن مىكند، و در اين جا دو نكته وجود دارد:
اوّل- اين كه بيان آن حضرت كه فرموده باطل اين است كه بگويى شنيدم، مستلزم كليّت و تعميم آن نيست تا هر چه را مىشنود باطل باشد زيرا در اين صورت باطل و مسموع در يك رديف قرار مىگيرد و هر دو را بايد ترك كرد.
دوّم- اين كه مراد اين نيست كه همين گفتار گوينده كه بگويد ديدم حقّ است بلكه حقّ آن چيزى است كه مشاهده كرده است، همچنان كه گفتن جمله سمعت (شنيدم) باطل نيست، بلكه آنچه شنيده است باطل است، و در واقع جملههاى رأيت و سمعت خبر دادن از چيزى است كه ديده و شنيده شده است، و مجازا به جاى مخبر عنه يا مرئىّ (ديده شده) و مسموع (شنيده شده) نشستهاند. و توفيق از خداوند است.