ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٢٥ - شرح
برادر خود را بدان سرزنش كرده است؟ و چگونه او را بر گناهى نكوهش مىكند كه خودش همانند آن را به جا آورده است، و اگر او همان گناه را به جا نياورده، خدا را به طرق ديگرى معصيت كرده كه از گناه برادرش بزرگتر بوده است، سوگند به خدا كه اگر هم گناه بزرگى را مرتكب نشده، و عصيان او اندك و كوچك باشد، همين جرأت و گستاخى او بر بازگويى عيب مردم، گناهى بس بزرگتر است.
اى بنده خدا! در عيبجويى و نكوهش گناه هيچ كس شتاب مكن، شايد خداوند گناه او را آمرزيده باشد، و بر نفس خويش از گناه كوچك خود ايمن مباش، شايد بر آن كيفر و مجازات شوى، بنا بر اين هر كدام از شما به خاطر عيبى كه در خود مىبيند از ذكر عيبى كه در ديگرى سراغ دارد باز ايستد، و شكر اين نعمت كه خداوند او را بدان عيب دچار نساخته او را از توجّه به كسى كه بدان گرفتار است باز دارد.»
[شرح]
(٢٨٠٧٧- ٢٨٠٥٢) منظور از اهل عصمت و كسانى كه داراى ملكه خوددارى از گناه مىباشند، همان كسانى هستند كه خداوند آنان را يارى كرده است، تا بر نفس امّاره پيروز شوند، و آن را اسير نيروى عاقله خود گردانند، و در نتيجه داراى ملكه ترك گناه و قدرت خوددارى از ارتكاب حرام شوند، اينها همانهايى هستند كه خداوند نعمت سلامت از انحراف، و سلوك در راه خودش را به آنها بخشيده، و آنان را از افتادن در پرتگاه نابودى مصون داشته است.
امام (ع) نخست آنان را به وظايفى كه دارند آگاه مىسازد، و تذكّر مىدهد كه به اهل معصيت ترحّم داشته باشند، اين ترحّم و دلسوزى هنگامى در آنها پديد مىآيد كه از احوال گنهكاران و وقوع آنها در پرتگاه نابودى عبرت گيرند، بديهى است اين خوى بندگان شايسته خداوند است كه هنگامى كه كسى را در سراشيب خطر مىبينند، او را دستگيرى و نسبت به رهايى او اقدام مىكنند، ديگر اين كه شكر نعمتهاى خداوند بر وجود آنها غالب باشد و آنها را از آلودگى و