ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٠٠ - ترجمه
(١١٣٤) ١٣٤- از سخنان آن حضرت عليه السّلام است.
يَا ابْنَ اللَّعِينِ الْأَبْتَرِ- وَ الشَّجَرَةِ الَّتِي لَا أَصْلَ لَهَا وَ لَا فَرْعَ- أَنْتَ تَكْفِينِي- فَوَ اللَّهِ مَا أَعَزَّ اللَّهُ مَنْ أَنْتَ نَاصِرُهُ- وَ لَا قَامَ مَنْ أَنْتَ مُنْهِضُهُ- اخْرُجْ عَنَّا أَبْعَدَ اللَّهُ نَوَاكَ ثُمَّ ابْلُغْ جَهْدَكَ- فَلَا أَبْقَى اللَّهُ عَلَيْكَ إِنْ أَبْقَيْتَ (٢٧٥٩٥- ٢٧٥٥٣)
[لغات]
(أبتر): هر چيزى كه اثر خوبى از آن به جا نمانده باشد.
(نوى): مقصدى كه مسافر از دور يا نزديك، در نظر مىگيرد و نوى از نأى كه به معناى دورى است نيز مىآيد.
[ترجمه]
هنگامى كه ميان آن بزرگوار و عثمان مشاجرهاى در گرفته بود، مغيرة بن اخنس [١] به عثمان گفت، من براى دفاع از تو، او را بس خواهم بود، امام (ع) به مغيرة فرمود:
«اى فرزند ملعون بلا عقب و اى زاده همان درختى كه نه ريشهاى دارد و نه شاخهاى، تو مرا بس خواهى بود؟! به خدا سوگند خداوند كسى را كه تو ياورش باشى عزيز نمىگرداند، و كسى كه تو دستگيرش باشى از جاى بر
[١] دشمنى مغيره با امام (ع) بدين سبب بود كه برادرش ابو الحكم بن اخنس در جنگ احد به دست آن حضرت كشته شده بود. (مترجم)