ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٩٤ - فرموده است لقد استهام بكم الخبيث
نيز در اين كارها با آنها مشاركت مىكنند استعاره شده است.
(٢٧٤٠٨- ٢٧٤٠٤)
فرموده است: و نبت المرعى على دمنكم.
اين مثل براى كسانى كه در ظاهر با يكديگر سازش و آشتى، و در دل كينه همديگر را دارند آورده مىشود، مطابقت اين مثل با احوال شنوندگان از اين روست كه چنين صلح و سازشى مانند گياهى كه در مزبله مىرويد و بزودى خشك مىشود، گذرا و ناپايدار است.
(٢٧٤١٣- ٢٧٤٠٩)
فرموده است: تصافيتم على حبّ الآمال،
يعنى: به داشتن آرزوهاى دور و دراز با يكديگر همدلى داريد.
اين عبارت اشاره است به انگيزه سازش آنها كه در پيش ذكر فرموده و بدين سبب واو عطف در اين جا آورده نشده است.
(٢٧٤١٨- ٢٧٤١٤)
فرموده است: و تعاديتم فى كسب الأموال
يعنى: براى به دست آوردن مال و منال با يكديگر دشمنى مىورزيد.
اين جمله علّت كينه ورزى و دغلبازى آنها را بيان مىكند. توضيح داده مىشود كه در مورد جمله نخست روشن است كه آنچه مردم را در ظاهر به هم نزديك مىگرداند، اغراض و مطامع مادّى و يا نيازمنديهايى است كه براى دست يافتن به مقاصد و آمال دنياى خود به يكديگر دارند، هر چند درون آنها آكنده از دشمنى و كينه و خيانت باشد، چنان كه معمول روزگار ما همين است. و در باره عبارت دوّم نيز مىدانيم كه انگيزه پيدايش دشمنيها و كينهها و كشمكشها غالبا به سبب مال و منال دنيا و رسيدن به خوشيها و لذّات آن است.
(٢٧٤٣٣- ٢٧٤١٩)
فرموده است: لقد استهام بكم الخبيث
يعنى: شيطان شما را شيفته و دلباخته كرده و از شما جدا نمىشود، و مراد از خبيث، شيطان است، و اين گفتار مشعر بر سرزنش آنهاست، كه آثار وسوسههاى شيطان در آنها نمايان است و از آنچه منع مىشوند دست باز نمىدارند، در باره اين كه فرموده است: وتاة بكم الغرور يعنى: شيطان شما را غافلگير كرده و در نتيجه از راه راست منحرف، و در وادى