ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٨ - فرموده است و سيبتلى أهلك بالموت الأحمر و الجوع الأغبر
يكايك عرصهها و خانههاى ويران و اين كه در چه زمان خراب و پس از آن در چه موقع آباد مىشود، و به همين گونه تا روز رستاخيز، شما را خبر مىدهم، و در اين باره دانشى فراوان دارم، و اگر از من بپرسيد خواهيد ديد كه من به آنها دانايم، و در دانش خود به اين امور و آگاهى به جزئيّات آن دچار خطا نمىشوم، و علم به احوال امّتهاى گذشته و آنچه تا روز رستاخيز پديد خواهد آمد به من داده شده است، راوى مىگويد: در اين هنگام مردى برخاست و عرض كرد: اى امير مؤمنان مرا آگاه فرما كه اهل جماعت (وحدت طلبان) و اهل فرقت (جدايى خواهان) و اهل سنّت (سنّيان) و اهل بدعت (بدعت گرايان) كيانند؟ امام (ع) فرمود: واى بر تو حالا كه مىپرسى گوش فراده و مجبور نيستى كه پس از من از ديگرى اين را نپرسى، امّا اهل جماعت من و پيروان منند هر چند شماره آنها اندك باشد و اين به فرمان خدا و پيامبرش (ص) ثابت و محقّق است، و اهل فرقت آنان هستند كه با من و پيروان من مخالفت مىكنند هر چند عدّه آنها بسيار باشد، و اهل سنّت كسانى مىباشند كه به آنچه خدا و پيامبرش (ص) مقرّر داشتهاند، تمسّك جستهاند نه كسانى كه به رأى و هواى نفس خود عمل مىكنند هر چند شماره آنان زياد باشد، گروه نخست گذشته و رفته است و گروههايى به جاى مانده است كه بر خداست آنها را درهم شكند، و از روى زمين ريشه كن سازد، و توفيق از خداست.