ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٧٨ - فرموده است فمن اشعر التقوى قلبه
كسى را كه پيش از تو بوده ديدهاى، علاوه بر اين به صورت بطول أمل نيز روايت شده است، مراد از أعواد المنايا تابوتهاست، و مقصود از يتعاطى به الرّجال الرّجال اين است كه بردارندگان تابوت، او را به يكديگر وا مىگذارند، و كاف خطاب در ممّن قبلك ممكن است براى عموم كسانى باشد كه طرف خطاب قرار مىگيرند يا شخص معيّنى باشد كه بنا بر مثل معروف عرب، إيّاك أعنى و اسمعى يا جارة (به تو مىگويم و تو اى همسايه بشنو) آمده است.
(٢٧١٣٥- ٢٧٠٩٩)
فرموده است: أ ما رأيتم؟
استفهام بر سبيل تقرير است يعنى: اينها را ديدهايد، و اين كه نمىتوانند بر حسنهاى بيفزايند، و از بديهاى خود پوزش بخواهند براى اين است كه دنيا جاى عمل و كار است و پس از آن ديگر امكانى براى عمل نيست.
(٢٧١٧٥- ٢٧١٣٦)
فرموده است: فمن اشعر التّقوى قلبه.
يعنى: كسى كه حقيقة پرهيزگارى را پيشه خود كند، پايدارى و استقامت او آشكار مىشود، و آثار رحمت الهى در رفتار و حالات او نمايان مىگردد، بطورى كه در طلب دنيا داراى حلم و بردبارى و وقار و شكيبايى مىشود، و آسايش خود را در سراى آخرت جستجو مىكند، و در نتيجه كاملترين پاداش آخرت نصيب او مىگردد، سپس امام (ع) آنان را به استوارى در تقوا و استقامت در پرهيزگارى دستور مىدهد و مىفرمايد از نافرمانى خدا با تمام نيرو بپرهيزيد و به راستى پرهيزگار باشيد، زيرا آنچه استحقاق ثواب دايم و پاداش جاويد دارد، همين نوع تقواست، و براى رسيدن به بهشت جاويدان، آن چنان كه سزاوار آن است بكوشيد، و صريحا متذكّر مىشود كه كوشش براى رسيدن به بهشت واجب است به سبب اين كه دنيا براى همين منظور آفريده شده است، و اين سراى اقامت نيست بلكه راهى است كه مانند مسافران از آن عبور و با به جا آوردن كارهاى نيكى كه موجب رسيدن انسان به بهشت باشد از آن توشهبردارى مىشود، و به آنان دستور مىدهد كه در پيمودن دشواريهاى اين راه شتاب كنيد، و در آمادگى