ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٧٧ - فرموده است طول أمل
يعنى آن چيزى كه از هجوم آن شما را بيم مىدهم چيزى جز مرگ نيست، أسمع و أعجل هر دو حالند از معنايى كه بدان اشاره شد و بدين سبب محلّا منصوبند.
(٢٧٠٦٨- ٢٧٠٤٨)
فرموده است: فلا يغرّنك ... تا و أمن العواقب.
يعنى نفس بد كنش، تو را با ديدن انبوه مردم به وسوسه نيندازد، و از ياد مرگ غافل نسازد، مراد از سواد النّاس كثرت و انبوهى مردم است، زيرا بسيارى از اوقات، انسان، مردهاى را مىبيند كه او را بر دوش گرفته به گورستان مىبرند و با مشاهده آن نرمشى در دل و بيمى در خاطر پيدا مىكند، امّا ديرى نمىگذرد كه وسوسه شيطان دوباره او را فرا مىگيرد و به او القا مىكند كه اين انبوه مردم مشايعت كنندهاند كه زندهاند، و خود او نيز با داشتن جوانى و برخوردارى از تندرستى از همين خيل زندههاست، و آنچه سبب مرگ اين مرده شده قتل يا بيمارى و اسباب ديگرى بوده كه او از آنها آسوده و فارغ است، و خلاصه به حيلهها و نيرنگهاى مختلف او را از عبرت گرفتن از حال مردگان دور و محروم مىكند، از اين رو امام (ع) شنوندگان را از دچار شدن به چنين فريب و نيرنگى نهى مىكند، و اين كه غرور را به سواد ناس يعنى انبوه مردم نسبت داده به سبب اين است كه مشاهده كثرت و زيادى مردم مايه پيدايش اين غرور و غفلت است، سپس با عبارات فقد رأيت ... تا يستعتبون آنها را توجّه مىدهد كه اين ريو و فريب را، خود مىبينند و واو در اين جا براى حال است، و من جمع بدل بعض از كلّ است كه من كان قبلك مىباشد، و معناى آن اين است كه همان گونه كه مرگ آنها را فرو گرفت و از جايشان بركند، فرجام كار شما نيز چنين خواهد بود.
(٢٧٠٩٨- ٢٧٠٦٩)
فرموده است: طول أمل
واژه طول بنا به اين كه مفعول له است منصوب مىباشد.
يعنى به سبب آرزوهاى دور و دراز اين كارها را مرتكب مىشدند، و ممكن است مفعول مطلق توكيدى به جاى حال باشد، و نيز محتمل است ظرف و عامل آن أمن، و يا چنان كه گفته شده بدل از من كان قبلك دانسته شود يعنى: آرزوى