ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٧٠ - شرح
است، من با مهربانى شما را به سوى حقّ مىكشانم، و شما مانند بز كه از آواز شير مىرمد از من مىگريزيد، چه بسيار دور است كه بتوانم به كمك شما پرده از چهره بنهفته عدالت بردارم، و يا كژيهايى را كه در حقّ پديد آمده راست گردانم.
بار خدايا تو مىدانى آنچه را انجام دادهام، براى دست يافتن به قدرت و خلافت، و خواستن مال و ثروت پست اين دنيا نبوده، بلكه براى اين بوده كه نشانههاى دين تو را به جاى خود باز گردانيم، و صلاح و آرامش را در شهرهايت برقرار سازيم، تا بندگان ستمديده تو ايمنى يابند، و احكام دين تو كه متروك مانده اجرا گردد.
بار خدايا! من نخستين كسم كه به تو رجوع كردم و فرمان تو را شنيدم و پذيرفتم، هيچ كس جز پيامبر كه درود بر او و خاندانش باد، در نماز بر من پيشى نگرفت.
شما مىدانيد سزاوار نيست كسى كه بر نواميس و جان مردم و غنايم و احكام دين سرپرستى و پيشوايى مسلمانان را دارد بخيل باشد، تا در جمعآورى اموال آنان حرص و طمع ورزد، و نبايد نادان باشد تا با جهل خويش آنان را به گمراهى بكشاند، و نه ستمگر باشد تا پيوندهاى آنان را از هم بگسلد و به نيازهاى آنها پاسخ نگويد، و نه جفا كار تا در اموال و ثروت آنان حيف و ميل كند و گروهى را بر گروه ديگر مقدّم دارد، و در حكم و قضاوت رشوهگير نباشد، تا اين كه حقوق مردم را از ميان ببرد، و در رسانيدن حقّ به صاحبانش كوتاهى كند، و نيز نبايد سنّت پيامبر خدا (ص) را مهمل گذارد، تا بدين سبب امّت دچار تباهى و نابودى شود.»
[شرح]
(٢٦٩٠١- ٢٦٧٩٨) امام (ع) مردم را با صفت اختلاف و پراكندگى مورد ندا و خطاب قرار داده است، و منظور آن بزرگوار پراكندگى رأيها و پريشانى دلها و بىاعتنايى آنها نسبت به مصالح خود و هدفى است كه براى آن آفريده شدهاند و مقصود از غيبت خردهاى آنها غفلت آنها از راه راست، و درك حقّ، و انصراف آنهاست از دعوت آن بزرگوار