ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٦٥ - شرح
مىبرد، و كدام كس بيشتر مورد رشك خواهد بود؟؟!، و اگر درهاى آسمانها و زمينها به روى بندهاى بسته شود، و او پرهيزگارى را پيشه كند، خداوند در آن ميان راه خلاصى براى او خواهد گشود، جز حقّ، كسى با تو دمساز نمىشود، و جز باطل چيزى تو را به وحشت نمىافكند. اگر دنياى آنان را مىپذيرفتى تو را دوست مىداشتند، و اگر چيزى از آن به خود اختصاص مىدادى تو را در امان مىگذاشتند.»
[شرح]
(٢٦٧١٢- ٢٦٧٠٠) نام ابو ذرّ جندب بن جناده از بنى غفار است كه قبيلهاى از كنانه مىباشد، او در مكّه اسلام آورد، چون هنگامى كه مسلمان شد به ديار خود بازگشت و در آن جا اقامت گزيد، نتوانست در جنگ بدر و خندق حضور يابد، و پس از اين وقايع بود كه در مدينه به خدمت پيامبر اكرم (ص) رسيد. او على (ع) و اهل بيت پيامبر (ص) را دوست مىداشت و كسى است كه پيامبر خدا (ص) در باره او فرموده است: ما أقلّت الغبراء و لا أظلّت الخضراء على ذي لهجة أصدق من أبى ذرّ يعنى: زمين كسى را برنداشت و آسمان سايه نيفكند بر گويندهاى كه از ابى ذرّ راستگوتر باشد. ابن معمّر در باره ابى ذرّ روايت كرده است كه گفت: ابا ذرّ را ديدم حلقه در خانه كعبه را گرفته مىگفت: من ابو ذر غفارى هستم، هر كس مرا نمىشناسد، بداند من جندب صحابى پيامبر خدايم (ص) شنيدم از رسول خدا (ص) كه مىفرمود: مثل خاندان من مثل كشتى نوح است، هر كس بر آن سوار شود رهايى مىيابد و كسى كه تخلّف ورزد غرق مىگردد. عثمان ابوذرّ را از مدينه بيرون و به ربذه تبعيد كرد و اين محلّى نزديك مدينه بوده است. در باره علّت تبعيد او اقوال مختلفى نقل شده است: از زيد بن وهب روايت شده كه گفته است: به ابى ذرّ رحمة اللّه عليه در هنگامى كه در ربذه اقامت داشت گفتم:
چه چيز باعث شده كه تو در اين جا منزل كردهاى؟ گفت: علّت را به تو مىگويم و آن اين است كه من در روزگار حكومت معاويه در شام بودم و در آن جا گفتار خداوند متعال را يادآور شدم كه فرموده است: «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا