ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٦٠ - فرموده است اضرب بطرفك تا وقرا
نوع عابدان و عاملان در زمره كسانى قرار گيرند كه خداوند متعال در اين آيه شريفه از آنها ياد فرموده است: هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً [١] و همين گونه است زحمات و كوششهايى كه اهل كتاب (يهود و نصارا) و جز آنها متحمّل مىشوند.
(٢٦٥٦٥- ٢٦٥٣١)
فرموده است: و قد أصبحتم ... تا إقبالا.
اين گفتار مبتنى بر شكوه از روزگار و بدگويى از آن است، و مانند آنچه پيش از اين فرموده است مىباشد كه: إنّا قد أصبحنا في زمن كنود، و دهر عنود (ما در زمانهاى ناسپاس، و روزگارى ستيزهگر قرار گرفتهايم) و اين ناهموارى و ناسپاسى زمانه بدين سبب است كه روزگار از عصر ظهور دين و تازگى و شكوفايى آن دورى گرفته، و مردم بر هتك حرمت آن گستاخ شده، و بر ارتكاب منهيّات و محرّمات جرأت يافتهاند، همچنين معناى طمع شيطان در هلاك ساختن مردم، طمع او در نابود گردانيدن دين آنهاست كه نتيجهاش هلاكت آنها در آخرت است، و اشاره فرموده است كه اين دورانى است كه ساز و برگ و آمادگى شيطان بيشتر، و كيد و مكر او فراگيرتر، و توانايى و امكان او زيادتر گشته است، بنا بر اين بدين زمانه و روزگار پس از آن، چه گمان دارى، واژه فريسه را كه به معناى شكار است براى كسانى كه از شيطان پيروى مىكنند و دستخوش تأثيرات او مىشوند استعاره فرموده است، جهت شباهت اين است كه همان گونه كه شير شكار خود را هلاك و از آن كامياب مىشود، شيطان نيز مراد خود را از مردم مىگيرد و آنها را به وادى هلاكت منتقل، و در آن سرنگون مىسازد.
(٢٦٥٩٨- ٢٦٥٦٦)
فرموده است: اضرب بطرفك ... تا وقرا.
اين عبارت شرحى است بر آنچه به اجمال فرمود كه: بدى، هر چه بيشتر رو
[١] سوره كهف (١٨) آيه (١٠٣) يعنى: آيا شما را خبر دهم كه زيانكارترين مردم كيانند؟ آنهايى كه كوشششان را در زندگى دنيا تباه كردند و گمان مىكنند كار خوب انجام مىدهند.