ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٥١ - شرح
زمين را با پاهاى خود بر مىانگيزند، كنايه از اين است كه اكثر آنها پابرهنهاند و پياده زمين را مىپيمايند، و چون پا برهنگى مستلزم تماس پا با زمين و آنچه در روى زمين افتاده مانند چوب و جز آن است لذا آنها با پاهاى برهنه خود به جاى سمّ ستوران، خاك زمين را بر مىانگيزانند، امّا جهت مشابهت پاهاى آنها به پاى شتر مرغ اين است كه پاهاى آنها غالبا كوتاه و كف پاى آنها پهن و ميان انگشتان آنان باز بوده چنان كه ميان طول و عرض آن تفاوتى نبوده است، از اين رو پاهاى آنها تقريبا به پاى شتر مرغان شباهت داشته است، پس از آن امام (ع) از نابودى اماكن بصره و خانههاى آراسته و پر نقش و نگار آنها خبر مىدهد، و براى خانههاى آنها واژه أجنحة (بالها) را استعاره فرموده است، و منظور از آن بالكنها يا كنگرههايى است كه از چوب و بوريا ساخته مىشده، كه از سقف بام بيرون بوده، و مانند حفاظى براى ساختمان بلند و ديوارها از اثرات باران بوده است و اينها در شكل و وضع از هر چه بيشتر به بال پرندگان بزرگ مانند كركس شباهت داشته است، همچنين واژه خرطوم پيلان را براى ناودانهايى استعاره فرموده، كه آنها را از شاخه درخت خرما مانند خرطوم فيل مىساختهاند، و روى آن قير ماليده مىشده است و طول آنها نزديك به پنج ذرع يا بيشتر مىرسيده، كه نيز براى حفظ ديوارها از آسيب سرازير شدن آب، از پشتبام به پايين آويزان مىشده، و هر چه بيشتر به خرطوم فيل شباهت داشته است در باره اين كه فرموده است كسى بر كشته آنها نمىگريد و از احوال آنها نمىپرسد، برخى از شارحان گفتهاند مراد سرسختى و دليرى و شيفتگى آنها به جنگ بوده است زيرا به مرگ اعتنا نداشتند، و بر فقدان افراد خود اندوهگين نمىشدند، ولى آنچه به نظر من درستتر مىآيد اين است كه زنگيان داراى عشيره و طايفهاى نبودند و بسيارى از آنها مادر و خواهر يا قوم و خويشى نداشتند، تا بر حسب معمول بر كشته آنها گريه و زارى كند، و از ناپديد شدگان جستجو شود، زيرا بيشتر اينها در بصره غريب و بىكس بودند، از اين رو اگر كسى از آنها كشته مىشد گريه كنندهاى نداشت، و