ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٤٥ - فرموده است و قد علمتم تا بين أهله
(٢٦٠٠٨- ٢٥٩٨١)
فرموده است: فلم تضلّلون عامّة امّة محمّد (ص) بضلالي،
اين استدلال است بر بطلان صغراى شبهه خوارج و عبارت: و تكفّرونهم بذنوبى ... تا بمن لم يذنب استدلال است بر بطلان كبراى شبهه آنها، و گويا چنين مىفرمايد كه: گيرم اين كه شما آنها را به سبب گمراهى من گمراه بدانيد چرا آنها را كافر مىشماريد [١]، و به اين انگيزه گناهكار و بىگناه را مىكشيد؟
(٢٦١٤٤- ٢٦٠٠٩)
فرموده است: و قد علمتم ... تا بين أهله.
اين سخنان را امام (ع) بر سبيل استشهاد بيان فرموده، و رفتار پيامبر خدا (ص) را گواه آورده است كه آن حضرت حدود و احكام الهى را در باره گنهكاران اجرا مىكرد، ليكن آنها را به سبب گناهشان كافر نمىشمرد، و نام آنان را از زمره مسلمانان حذف نمىكرد، اين استشهاد به منزله مستند بطلان عمل آنها ذكر شده است! زناكارى را كه پيامبر خدا (ص) سنگسار كرده مرد داراى همسر بوده، و ارتكاب اين گناه و اجراى حدّ در باره او مانع اين نشده كه همچنان بر مسلمانى باقى و احكام اسلام بر او جارى و بر جنازهاش نماز گزارده شود، و ميراثش ميان كسانش تقسيم گردد. همچنين حال ديگر مسلمانان كه مرتكب معاصى كبيره شدهاند بر همين منوال است، و ارتكاب كبائر، مانع جريان احكام اسلام در باره آنها و صدق نام مسلمانى بر آنان نگرديده است، هرگز چنين كسانى كافر خوانده نشدهاند. ضمير تثنيه در نكحا به واژههاى سارق و الزّاني باز مىگردد، يعنى استحقاق دزد به بريدن دست و زناكار به خوردن تازيانه، آنان را از گرفتن سهم خود از غنائم و ازدواج با زنان مسلمان محروم و ممنوع نكرده است، ضميرهاى جمع در جملات فأخذهم اللّه بذنوبهم ... تا بين اهله، به هر يك از گنهكارانى كه
[١] از جمله اعتقادات فقه خوارج اين بود كه هر كس مرتكب خطا و گناهى شود كافر شده است، و امام (ع) با آنچه از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده بر بطلان اعتقاد آنها اقامه حجّت فرموده است. شرح شيخ محمّد عبده بر نهج البلاغه. چاپ بيروت جلد دوّم صفحه ٩. (مترجم).