ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٤ - شرح
رخسارشان همچون رنگ خاك، تار گردد.»
[شرح]
(١٩٧٩٩- ١٩٧٣٥) امام (ع) در اين بخش از خطبه خود، از فتنههايى كه پس از او روى خواهد داد خبر داده است، بويژه از فتنه صاحب زنج در بصره، و اين آشوبها و رويدادها را به پارههاى شب تار تشبيه فرموده و جهت شباهت معلوم است. و معناى لا تقوم لها قائمة اين است كه ايستادگى در برابر اين حوادث و دفع آنها ممكن نيست و نمىتوان با آنها مقابله كرد، و اين كه قائمة به صورت مؤنّث آمده براى برابرى با واژه فتنه است، و گفته شده معنايش اين است كه در برابر اين فتنهها دست و پاى اسبان روى زمين آرام نمىگيرد، و واژههاى زمام (مهار)، رحل (جهاز شتر)، حفز (هل دادن از پشت سر)، قائد (جلودار)، راكب (سواره)، جهد (كوشش) را به مناسبت اين كه فتنه به شتر شباهت دارد به طريق استعاره آورده است و مراد از اين كه شتر مهار گرديده و بر پشتش جهاز انداخته شده، كمال آمادگى و مجهّز بودن فتنه است زيرا هنگامى كه شتر مهار و بر پشتش جهاز انداخته شود آماده براى سوارى است، و منظور از قائد (جلودار) كسانى است كه به اين فتنه كمك مىكنند و غرض از راكب (سواره) مركز فرماندهى آن است. و حفز و جهد كنايه از شتاب آنها در به راه انداختن اين فتنه است و أهلها اشاره به صاحب زنج است، و اذيّت و آزار زياد و امكانات كم آنها معروف است، و چنان كه از داستان آنها كه مشهور است دانسته مىشود، ياران صاحب زنج گروهى جنگجو و آماده و سواركار بودهاند. و ما شمّهاى از داستان آنها را در ذيل خطبههاى آن حضرت در آينده بيان خواهيم كرد. امام (ع) كسانى را كه به جنگ با اين گروه برخاستهاند توصيف فرموده است به اين كه اينان در نزد متكبّران و گردنكشان زبون، و در روى زمين بىنام و نشانند يعنى اينها از متنعّمان و نامداران دنيا نيستند، و اين كه فرموده است در آسمان معروفند اشاره است به اين كه آنان اهل يقين و ايمانند، و پروردگار آنها را بندگانى فرمانبردار مىداند، و فرشتگان آنان را اهل عبادت و بندگى خدا