ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢١٣ - منظور از غبرة الخاشعين
(٢٤٩٥٨- ٢٤٩٠٨)
منظور از غبرة الخاشعين
(غبار اهل خشوع بر چهره آنان نشسته) تنگى معاش و بدى حال و جامه خشن و سوختگى چهره زاهدانى است كه از بيم عذاب خداوند به اين صفات آراسته شده، و خود را از آرايشها و خوشيهاى دنيا پيراستهاند واژه ظماء را كه به معناى تشنگى است، براى اشتياق خود به ديدار آنها استعاره فرموده، به مناسبت اين كه مانند آب در هنگام شدّت تشنگى، به وجود آنها نياز است، و چون شوق به ديدار آنها را به منزله عطش بيان فرموده واژه ظماء را به كار برده است. مراد از واژه عقدة، دين و آيينها و قانونهايى است كه موجب استوارى اساس آن است و مقصود از جمله يحلّ دينكم عقدة عقدة، اين است كه شيطان پشت پا زدن به قانونها و سنّتهاى دين را در نظر شما خوب جلوه داده، و پيوندهاى شما را با آن، يكى پس از ديگرى مىگسلاند، و عقده عبارت از سنّت اجتماعى است كه شارع مقدّس بنا به مصالح امّت وضع، و در اجراى آن تأكيد كرده است، و جدايى از اجتماع، موجب گسستن اين پيوند است، نزغات شيطان همان حركات فسادانگيز، و نفثات او وسوسههايى است كه پياپى در دلها به وجود مىآورد، و مراد از كسى كه نصيحت و خيرخواهى را به شما اهدا مىكند، خود آن بزرگوار است، و توفيق از خداست.