ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٩٠ - شرح
بود فراموش كرديد، و از آنچه بيم داده شده بوديد ايمنى يافتيد، از اين رو انديشه شما دچار حيرت و سر درگمى، و امور شما دستخوش تفرقه و پراكندگى گشت، به خدا سوگند دوست دارم خداوند ميان من و شما جدايى افكند، و مرا به كسى كه نسبت به من از شما سزاوارتر است ملحق گرداند، گروهى كه به خدا سوگند از يمن انديشه و برترى خرد و بردبارى برخوردار و گفتارشان از روى حقّ، و از هر گونه ظلم و ستم بيزار بودند، آنهايى كه در اين راه بىهيچ كژى و سستى پيش رفتند، و با قوّت و شتاب در اين جادّه روشن گام برداشتند، و به سعادت جاويد دست يافتند، و از كرامتى والا و گوارا برخوردار شدند.
هان به خدا سوگند، پسرى از طايفه ثقيف بر شما چيره خواهد شد كه خود پسند و ستمكار بوده و از تكبّر جامه بر زمين مىكشد، مزارع سر سبز شما را مىخورد، چربى بدن شما را آب مىكند. اى أبا وذحة! بياور آنچه دارى.»
[شرح]
(٢٤٣٦٤- ٢٤٣٤٥) شريف رضىّ گفته است: وذحة به معناى سوسك است، و اين سخن اشاره است به حجّاج، و او را با سوسك داستانى است كه جاى ذكر آن نيست.
(٢٤٣٤٤- ٢٤٢٣٢) امام (ع) اين بخش از خطبه را در كوفه ايراد فرموده و ضمن آن ياران خويش را به جنگ مردم شام ترغيب، و از سستى آنها در اين امر اظهار دلتنگى مىكند، از اين رو نخست ناآگاهى آنان را به فتنه و آشوبهايى كه در آينده روى خواهد داد و دانستن آنها از دايره توان آنها خارج است يادآورى، و سپس با توجّه به اين كه علم او مأخوذ از خداوند و پيامبرش (ص) مىباشد، گوشزد مىفرمايد كه اگر آنچه را او مىداند آنها مىدانستند. همگى براى رهايى خود به چارهجويى مىافتادند و سراسيمه سر به بيابان مىگذاردند، و بر گناهان و كوتاهى خود در انجام اوامر و احكام خداوند كه تا ابد اساس نظام جهان آفرينش است به گريه و زارى مىپرداختند، و متوجّه مىشدند كه اگر اوامر خداوند را انجام داده بودند دچار چنين فتنههايى نمىشدند، ليكن آيات خداوند را كه گوشزد آنها شده بود فراموش كردند، و بر آنچه بيم داده شده بودند اطمينان كردند، در نتيجه افكار و