ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٧٦ - ١١ - امام(ع) با اظهار شگفتى و ذكر سبحان الله بر سبيل تعجب، شادى دنيا را فريبنده،
ذكر عدم امكان درمان پذيرى، آن را ترشيح داده است، و نيز واژههاى آكل و شارب را كه از خوردن و آشاميدن سير نمىشود براى زمانه استعاره آورده و جهت مناسبت اين است كه روزگار همچون خورنده و آشامندهاى كه پيوسته مىخورد و مىآشامد و خوردنيها و آشاميدنيها را به پايان مىرساند، به آفريدگان يورش مىبرد و آنها را نابود مىگرداند، و مراد آن حضرت از مرحوم يعنى كسى كه مورد ترحّم ديگران بوده تهيدستان و بينوايانى است كه تنگدستى و نادارى آنها به توانگرى و ثروتمندى تبديل يافته و اكنون مورد رشك و حسد ديگران قرار گرفتهاند، و منظور از مغبوط كه اكنون مورد ترحّم است توانگرى است كه بر اثر گردشهاى روزگار غناى او به فقر مبدّل شده تا آن جا كه مورد ترحّم ديگران قرار گرفته است، و اين سخن كه فرموده است: اين نيست مگر اين كه نعمتى زايل شده است، مراد زوال نعمت از كسانى است كه مورد رشك و غبطه بوده و سپس سختى و بدبختى بر آنها وارد شده است.
(٢٣٦٢٠- ٢٣٦٠٣)
١١- امام (ع) با اظهار شگفتى و ذكر سبحان الله بر سبيل تعجّب، شادى دنيا را فريبنده،
و سيرابى آن را تشنگىزا، و بهره گرفتن از سايه آن را باعث احساس گرماى آفتاب، بيان فرموده است، ذكر سير آب بودن اشاره است به بهرهورى و كامگيرى كامل از لذّات دنيا، و واژه فيء كه به معناى سايه است كنايه است بر ميل به تحصيل دنيا و تكيه بر مال و منال آن، و جهات مشابهت اين است كه شادى و خوشحالى، و دلبستگى به دنيا و اعتماد به آن، انسان را از عمل براى تحصيل ثوابهاى آخرت باز مىدارد، و نمىگذارد انسان به سوى خدا رو آورد، از اين رو شادى و سرور آن نيرومندترين انگيزهاى است كه آدمى را به دنيا شيفته و فريفته مىكند، همچنين سيرابى و كاميابى از لذائذ و آسودگى در سايه مال و منال دنيا، قويترين اسبابى است كه انسان را به اين امور تشنه و دلباخته مىكند، و صلحا و نيكان را از معامله جان و مال با خدا باز مىدارد و آتش دوزخ را براى آنان فراهم مىكند، بدين مناسبت است كه غرور به سرور و ظماء (تشنگى) به