ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٧٠ - ترجمه
به او ايمان مىآوريم مانند ايمان كسى كه ناديدهها را ديده، و به آنچه به او وعده داده شده آگاه گرديده است، آن چنان ايمانى كه اخلاص آن، شرك را بزدايد، و يقين آن، شكّ را از ميان بردارد، شهادت مىدهيم كه هيچ معبودى جز او نيست، يگانه است و هيچ شريك و انبازى ندارد، و اين كه محمّد (ص) كه درود خداوند بر او و خاندانش باد بنده و فرستاده اوست، دو شهادتى كه گفتار را بالا مىبرد، و كردار را بلند مىگرداند، دو شهادتى كه در كفّه هر ميزانى گذاشته شود سبك نمىشود، و از كفّه هر ميزانى برداشته شود سنگين نمىگردد.
اى بندگان خدا! شما را به پرهيزگارى سفارش مىكنم، همان چيزى كه هم توشه و زاد و هم ملجأ و پناه است توشهاى كه رهرو را به منزل مىرساند، و پناهى كه از عذاب آخرت مىرهاند، كسى كه فريادش از همه رساتر بود آن را دعوت كرد، و كسى كه شنواتر و حقّ را پذيراتر بود آن را فرا گرفت، دعوت كنندهاش آن را به گوش همگان رسانيد، و فراگيرندهاش رستگارى يافت.
اى بندگان خدا! تقوا، دوستان خدا را از ارتكاب حرام باز مىدارد، و ترس از او را در دلهايشان جا مىدهد، آن چنان كه آنان را شبها (براى عبادت) در بيدارى، و در روزهاى گرم و سوزان در تشنگى (روزه) نگه مىدارد، آنها با تحمّل رنج، آسايش آخرت، و با تشنگى اين جا سيرابى آن جا را به دست آوردهاند، مرگ را نزديك شمردند، و به كار آخرت پرداختند، آرزوها را دروغ دانستند، و پايان زندگى را در نظر گرفتند.
اين دنيا سراى نابودى و رنج، و جاى دگرگونيها و عبرتهاست، از فناى روزگار اين است كه پيوسته تيرش در چلّه كمان است و تيرهايش خطا نمىكند، و زخمهايش درمان نمىپذيرد، زنده را با خدنگ مرگ، و تندرست را با تير بيمارى هدف قرار مىدهد، و نجات يافته را به هلاكت مىكشاند، خورندهاى است كه سير نمىشود، و آشامندهاى است كه تشنگى او فرو نمىنشيند.
از جمله رنجهاى دنيا يكى اين است كه آدمى آنچه را كه نمىخورد و