ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٤٢ - ٧ - حسن تلاوته
از قرآن به بهار دلها تعبير فرموده بدين جهت است كه اين كتاب إلهى جامع انواع علوم ارزشمند، و حاوى اسرار شگفتآور دقيقى است كه گلزارى فرح انگيز براى دلهاست، همچنان كه فصل بهار، بستر گلهاى زيبا و با طراوتى است كه چشمان را روشنى، و دلها را سرور و شادى مىبخشد.
(٢٢٤٤٧- ٢٢٤٤٣)
٦- الاستشفاء بنوره:
اين كه قرآن شفا بخش دلها از تاريكى و بيمارى جهل است، بىنياز از توضيح است.
(٢٢٤٧٩- ٢٢٤٤٩)
٧- حسن تلاوته:
قرآن را نيكو قرائت كردن، يكى از اسباب فهم معانى قرآن، و باعث تدبّر و انديشه در آيات آن است، و با تلاوت نيكوى آن است كه فوايد آن ظاهر، و از قصّههاى آن عبرت و منفعت حاصل مىشود، البتّه قرآن زمانى پربارترين قصّهها و گفتههاست كه همان گونه كه پيش از اين بيان داشتهايم، حقّ تلاوت آن ادا، و چنان كه شايسته و سزاوار است قرائت شود.
پس از اين امام (ع) بيانات خود را در باره امورى كه ذكر فرموده و اعمالى كه بر شمرده و شايسته است اين اعمال مطابق علم و فقه انجام شود، با اشاره به نقصان ارزش دانشمندى كه به دانش خود عمل نمىكند، تأكيد مىفرمايد و نخست او را با نادانى كه از راه حقّ و صراط مستقيم منحرف شده، برابر ساخته، و سپس از او نيز پستتر شمرده است. امّا علّت اين كه چنين دانشمندى با نادان گمراه برابر است اين است كه هر دو از ثمرات جهل كه همان گمراهى و انحراف است بطور يكسان برخوردارند، و در عدم انتفاع از فوايد دانش و ثمرات آن كه اعمال صالح است با يكديگر برابرند، و اين كه امام (ع) او را از نادان منحرف نيز پستتر و زبونتر شمرده به سه دليل است:
١- اين كه حجّت، عليه او بزرگتر و كاملتر مىباشد از اين روست كه جاهلان و نادانان مىتوانند بگويند «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ» يعنى: ما از اين غافل بوديم و نمىدانستيم، امّا عالم نمىتواند چنين چيزى بگويد، چنان كه پيامبر گرامى (ص) فرموده است: العلم علمان: علم على اللّسان فذلك حجّة اللّه