ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٣٣ - ٤ - إقامة الصلاة
يك دهم آن برايش نوشته نمىشود، جز اين نيست كه از نماز بنده آنچه فهميده و درك كرده پذيرفته و نوشته مىشود.
چون دانسته شد كه پايه و زير بناى نماز، اقبال و توجّه به سوى خداوند متعال است، اكنون بايد بدانيم كه التفات و توجّه، مستلزم يادآورى و درك است، و غرض از آن، دقّت و ادراك مقام كبريايى و عظمت اوست، و دقّت، جز انديشيدن نيست كه اين نيز به منزله ديده بصيرت و مردمك چشم خرد انسان است، بديهى است تذكّر و ادراك مقام كبريايى خداوند موجب تعظيم اوست، زيرا عظمت و جلال او بزرگتر و برتر از آن است كه كسى آن را درك كند و در برابر آن سر فرود نياورد، تعظيم خداوند و درك مقام ربوبى، نيز مستلزم پديد آمدن بيم و اميد يا خوف و رجاست، زيرا ما هنگامى كه عظمت و قدرت يكى از پادشاهان روى زمين را تصوّر مىكنيم، بىاختيار احساس مىكنيم كه در برابر او توان سخن گفتن و پاسخگويى را نداريم، و لازم مىدانيم، در روبرو شدن با او آرام و فروتن باشيم، و بسا مىشود كه در اين هنگام دچار لرزش تن و لكنت زبان نيز بشويم. آشكار است كه منشأ اين احساس بيم ناشى از تصوّر بزرگى مقام پادشاه است، بنا بر اين تصوّر مقام عظمت و جلال پادشاه پادشاهان و درهم شكننده سركشان و فرمانرواى همه جهانها و جهانيان براى انسان چگونه خواهد بود، رجا و اميد نيز همين گونه است، يعنى: هنگامى كه عظمت و قدرت پروردگار را تصوّر مىكنيم، و مىنگريم كه هر چه هست از آن اوست، اميد ما به او برانگيخته مىشود. بويژه اين كه در ضمن آيات مربوط به خوف و رجا به اين نكته تأكيد شده است.
همچنين تصوّر عظمت و جلال پروردگار، موجب پيدايش شرم و حيا در انسان است، زيرا تصوّر مقام كبريايى او باعث اين است كه انسان همواره احساس كوتاهى و تقصير كند و خود را گنهكار بداند، و همين احساس و توهّم موجب شرم و حيا از خداوند سبحان مىشود.