ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٢٣ - شرح
ديدهاش پنهان باشد، مبادا از آن لباس فاخرى برگيرد، يا درنگ در آن را آرزو كند، احكام إلهى را به شايستگى تبليغ فرمود، و عذرى براى مردم باقى نگذاشت، امّت را بيم و اندرز داد، و آنان را به بهشت دعوت و به آن مژده داد.
ما شجره نبوّت، و كانون رسالت، و مركز آمد و شد فرشتگان، و كانهاى علم، و سرچشمههاى حكمت هستيم ياور و دوستدار ما در انتظار رحمت إلهى، و دشمن و بدخواه ما آماده خشم و كيفر اوست.»
[شرح]
(٢٢٢٣١- ٢٢٢٠٥) اين بخش از خطبه روايت و اقتصاصى [١] از حال و صفات پسنديده پيامبر گرامى (ص) است، كه امام (ع) آن را اساس گفتارى كه پس از آن در باره فضايل و مناقب خود و ساير اهل بيت (ع) ايراد فرموده، قرار داده است.
حقير و كوچك شمردن دنيا، و سبك و بىاهميّت جلوه دادن آن، اشاره است به اين كه پيامبر گرامى (ص) با بيان زشتيهاى دنيا و شمردن معايب آن، مردم را از گرايش به دنيا و دوستى آن دور مىكرد و به سوى خود مىكشانيد. جمله اهوانه بها (آن را خوار مىداشت) كنايه از زهد و بىميلى آن حضرت به دنياست، و اين كه فرموده است پيامبر اكرم (ص) دانا بود كه خداوند از روى اختيار دنيا را از او دور داشته، اشاره است به اين كه زهد و بى رغبتى آن بزرگوار در دنيا به سبب اين بود كه مىدانست خداوند همين شيوه را براى او برگزيده و اسبابش را براى وى فراهم فرموده است، و آنچه را خداوند براى او خواسته و اراده فرموده بنا بر مصلحت اوست تا اين كه نفس وى براى احراز كاملترين رسالتهاى خداوند آماده گردد، و بتواند وظيفه سنگين خلافت إلهى را در روى زمين عهدهدار شود، و نيز آگاه بود كه حق تعالى دنيا را از جهت حقارت و پستى آن، براى غير او فراخ و گسترده ساخته
[١] اقتصاص يكى از فنون بلاغت است و در اصطلاح عبارت از اين است كه گوينده براى اثبات و تأييد مطلوب خود شرح كوتاهى به صورت داستان ذكر كند. منطق مظفّر (مترجم)