ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٠٧ - ٣ - فلا الداعى أجابوا تا بواعظ
بلائك متعلّق به سبحانك يا به معبود مىباشد و اين گفته دور به نظر مىرسد.
(٢١٧١٦- ٢١٦٩٢)
٣- فلا الدّاعى أجابوا ... تا بواعظ.
اين گفتار شرح حال عاصيان و گنهكارانى است كه دعوت خدا را نپذيرفته و از آن سرپيچى كردهاند، و در بيان عيبها و زشتيهاى آن گروه از مردم است كه شيفته دنيا و زيورهاى آن شده و در دوستى آن فرو رفتهاند، و نيز براى آنهايى كه از ارتكاب معاصى دست باز داشته و اوامر إلهى را اجرا و دعوت او را اجابت كردهاند هشدارى است بر اين كه به آنها گرايش و اعتماد نكنند و به آنچه آن مردم به آن گرفتارند خود را دچار نسازند، و براى همين گنهكاران نيز تذكّر و تنبيه است شايد از خواب غفلت بيدار شوند و عيوب خود را بشناسند و به راه حق باز آيند، امام (ع) واژه جيفة را براى دنيا استعاره فرموده است و وجه مناسبت اين است كه خوشيها و زيورهاى دنيا از نظر خردمندان و پرهيزكاران همواره مورد نفرت بوده، و آن را همچون مردارى آلوده و گنديده دانسته و از آن گريزان مىباشند، چنان كه در باره آن گفته شده است:
|
و ما هى إلّا جيفة مستحيلة |
عليها كلاب همّهنّ اجتذابها [١] |
|
|
فإن تجتنبها كنت سلما لأهلها |
و إن تجتذبها نازعتك كلابها [٢] |
|
و مىتوان مفهوم شعر دوّم را وجه استعاره مذكور دانست، همچنين واژه افتضاح (رسوايى) براى كسانى استعاره شده كه به گردآورى مال و منال دنيا مشهور گشته و بدين سبب از جرگه صالحان و پرهيزكاران خارج شدهاند جهت مناسبت اين است كه چون رو آوردن به جمع آورى مال، و اعراض از خدا، و اشتغال به امور دنيا از نظر شارع مقدّس و پويندگان راه إلهى از بزرگترين گناهان كبيره و اعمال زشت است، و افتضاح عبارت از مكشوف شدن بديهايى است كه قبح آنها مسلّم مىباشد لذا امام (ع) شهرت داشتن به مال و ثروت و حرص بر
[١] دنيا جز مردارى گنديده نيست كه سگانى گرد آن را گرفتهاند و كوشش آنها ربودن آن است.
[٢] اگر از آن دورى گزينى از شرّ مردمش سالم مىمانى و اگر آن را بربايى سگانش به جنگ با تو بر خواهند خاست.