روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٩٠ - فصل اول در ذكر فضيلت عدل
منصف را اولياء و دوستان بسيار باشند».
و فرموده: «اعدل تدم لك القدرة» يعنى: «عدالت كن تا قدرت تو دايم بماند». و فرموده: «اذكر عند الظلم عدل اللّه فيك و عند القدرة قدرة اللّه عليك» يعنى: «ياد كن نزد ظلم، عدل خدا را در [باره] تو؛ و نزد قدرت و توانايى، توانايى خدا را بر تو». و فرمود:
«استعن على العدل بحسن النيّة فى الرّعيّة و قلّة الطّمع و كثرة الورع» يعنى: «استعانت جوى بر عدل به خوبى نيّت در باب رعيّت و كم طمعى و بسيار پرهيزكارى از حرام». و فرموده: «اجعل الدّين كنفك و العدل سيفك تنجح من كلّ سوء و تظهر على كلّ عدّو» يعنى: «بگردان دين را پناه خود و عدل را شمشير خود تا از هر بدى نجات يابى و بر هر دشمنى غلبه كنى». و فرموده: «افضل ما منّ اللّه به سبحانه على عباده علم و عقل و ملك و عدل» يعنى: «بهترين آنچه عطا كرده حقّ- سبحانه و تعالى- بر بندگان خود علم است و عقل است و پادشاهى و عدل است». و فرموده: «اجلّ الملوك من ملك نفسه و بسط منه العدل». يعنى: «جليلترين پادشاهان كسى است كه مالك نفس خود باشد- يعنى، نفس را از هوى و آرزوى خود بازتواند داشت- و از او پهن شده باشد عدل.» و فرموده [٤٤ آ]: «العدل ميزان اللّه الّذى وضعه للخلق و نصبه للاقامة الحقّ فلا تخالفه فى ميزانه و لا تعارضه فى سلطانه.» يعنى: «عدل ميزان خداست كه قرار داده از جهت خلق. پس، مخالفت خدا مكن در ميزان او و معارضه با او مكن در حكم». و به آن جهت فرمود كه، «همچنانكه ترازو چيزها را با هم برابر مىكند، عدل توانا و ناتوان را برابر مىكند كه هيچيك بر ديگرى تعدّى و زيادتى نمىتواند كرد.»
و فرموده: «انّ السّلطان لامين اللّه فى ارضه و مقيم العدل فى البلاد و العباد و رعيته فى الارض.» يعنى: «پادشاه امين خداست در زمين كه رعايا و زيردستان را به امانت به او سپرده، و اقامهكننده عدل است در شهرها و بندگان خدا و رعيّت او». و فرموده: «اذا حدثك قدرتك على ظلم النّاس فاذكر قدرة اللّه سبحانه على عقوبتك و ذهاب ما اتيت اليهم عنهم و بقاؤه عليك.» يعنى: «هرگاه براند تو را قدرت تو بر ظلم خلق، پس ياد كن قدرت خداى عز و جلّ را بر عقوبت تو و رفتن و برطرف شدن آنچه با ايشان كردهاى از ايشان و باقى بودن آنچه كرده بر تو.»