روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٥١٥ - فصل اول در ذكر بعضى قواعد كه در كتب حكمت عملى در باب امر سلطنت مقرر و مذكور است
حرص و طمع ايشان گردد كه اگر همه حاصل ملك به يك كس دهند، راضى نگردد.
ارسطو اسكندر را وصيّت كرده كه، بايد كه مظلومان را از تو هيبت نباشد تا عرض حاجت خود توانند كرد و لشكريان و جبّاران را از تو هيبت بسيار باشد تا بر ظلم و جور اقدام ننمايند، و بايد كه پادشاه رعيّت را به التزام قوانين عدالت الزام نمايد و به اكتساب مراسم فضيلت تكليف كند، و به آن اكتفا نكند كه خود را از جور و تعدّى بازدارد، بلكه چنان كند كه عمّال و سپاهيان و رعايا را بر يكديگر ظلمى نباشد، چه به مقتضاى «كلّكم راع و كلّكم مسؤول عن رعيّته.»[١] يعنى: «شما همه راعىايد و از همه سؤال خواهد شد از رعيّت او.» هرچه در مملكت واقع شود به سبب قصور تدبير و سياست ملك، در روز قيامت سؤال از او خواهد شد.
نقل است كه عمر بن عبد العزيز را بعد از وفات در خواب ديدند و از حال او سؤال كردند. گفت: «يك سال مرا در پرده حجاب بداشتند، به جهت آنكه سوراخى در پلى واقع شده بود و پاى گوسفندى در آن فرورفت و مجروح شد، با من عتاب كردند كه چون مصالح خلق در عهده اهتمام تو بود در ضبط مصالح مملكت چرا تهاون كردى؟» پس، بايد كه پادشاه رعيّت را ملتزم قواعد عدالت سازد، چه همچنانكه قوام بدن به طبيعت بود و قوام طبيعت به نفس و قوام نفس به عقل، قوام شهرها به ملك و پادشاهى بود و قوام ملك به سياست- يعنى، تدبير و قانون صحيح و قوام سياست به حكمت [است]- و چون حكمت در بلد متعارف باشد و شريعت حقّ مقتدا، نظام حاصل بود. و چون امور از منهج شرع قويم انحراف يابد، بهجت و رونق ملك برود و فتنه پديد آيد و نعمت به نقمت و عذاب بدل گردد. افلاطون گفت: «احفظ النّاموس يحفظك.» يعنى: «شريعت را حفظ كن تا او تو را محافظت نمايد.» و بايد كه پادشاه اصحاب حاجات را از خود محجوب ندارد و تأخير در قضاى حوايج ايشان تجويز ننمايد و از خطر آن برحذر باشد. [١٣٢ ب] ارسطاطاليس اسكندر را گفت: «اگر اعانت خداى تعالى خواهى، در اعانت فرياد خواهان مسارعت كن.»
و بايد كه پادشاه به سعايت ساعيان و بدگويان بىبيّنت و ظهور صدق و حقيقت
[١] - جامع الاحاديث، ص ١١١.