روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٩٨ - فصل نهم در فضيلت تواضع و مذمت تكبر
بدان نماز به خداى عز و جلّ تقرّب جويم.» مهدى بنشست و گفت: «چندان توقّف كنم كه تو طهارت بهجا آورى و بيايى.» و اين از كمال تواضع او بود.
و ببايد دانست كه خلق تواضع از سلاطين و ملوك بغايت زيبنده است و در جايى كه به مهابت ملك و پادشاهى نقصانى نداشته باشد بغايت مراعات آن بسيار محمود است؛ و مراعات تواضع و احترام درباره علماى اعلام و سادات عظام و اشراف انام و صلحا و مشايخ و زهّاد و متّقيان و عابدان در كمال خوبى است و هيچگونه عيبى ندارد [و][١] بغايت مستحسن است، و چندانكه ملك نسبت به اين گروه تواضع و احترام و فروتنى بنمايد و درباره ايشان اعزاز و اكرام مرعى دارد، باعث ذكر جميل و اجر جزيل مىشود و سالهاى دراز ذكر آن به خوبى بر السنه و افواه اهل جهان جارى مىباشد. و علما و عقلا و اشراف و صلحا را چندانكه اكرام نمايند در موقع استحقاق و محلّ استيجاب است. و در قسم دوم كتاب ذكر بعضى از فضايل اهل علم و وجوب اكرام سادات مذكور خواهد شد، ليكن بر پادشاه لازم است كه تمييز ميان مراتب اهل كمال نمايد و مراتب تواضع و تكريم نسبت به هريك به اندازه دانش و كمال و عقل و صلاح او مرعى دارد. و اين وقتى مىشود كه بر حال هريك مطّلع باشد و آن به تفحّص و جستجوى تمام مىشود، چه اكثر اوقات صاحبان كمال به جهت آنكه دنيا در نظر ايشان چندان مقدارى ندارد به مقرّبان ملوك خوشامدگويى و مخالطت كمتر مىكنند و استعمال لطايف حيل در جلب قلوب اكابر اهل دنيا كمتر به كار مىبرند، به خلاف مردمان كمدانش كمعقل كه هرگاه اندك بضاعتى از علم دارند در ترويج آن بسيار مىكوشند و به انواع حيل اهل دنيا را فريب مىدهند و در جلب قلوب خواصّ ملوك و فروتنى نسبت به ايشان دقيقهاى نامرعى نمىگذارند و خود را سرآمد روزگار بازمىنمايند. بنابراين خواصّ و نزديكان ملوك، مردم كمحال قليل الكمال را بهواسطه فريبى كه يافتهاند يا به جهت مصلحتها كه در نظر دارند ترويج تمام مىدهند و ترجيح ايشان بر دانايان و كاملان ظاهر مىسازند. و پادشاه چون [١٠٢ ب] از حقيقت حال بىخبر است، سخنان ايشان را حمل بر حقيقت نموده، موافق آن سلوك مىنمايد و آن ظلم است بر اهل كمال و ظلم است بر نفس پادشاه؛ چه
[١] - از مر اضافه شد.