روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٢٧ - حكايت
اسماعيل [حكومت: ٢٩٥- ٣٠١ ق.] خريده بود. در آخر نصر بن احمد[١] را چندين سال خدمت كرد. چون نصر اندر گذشت، نوح بن نصر را خدمت كرد. [١٠٨ ب] سپهسالارى خراسان در ايام نوح يافت و چون نوح درگذشت، اين منصور بن نوح را به پادشاهى به جاى پدر بنشاندند.[٢] چون شش سال از پادشاهى منصور بگذشت و آلپ تكين مالها بذل كرد و هر جهدى كه ممكن باشد بكرد، هيچگونه دل منصور بن نوح بهدست نمىتوانست آورد از گفتار صاحبغرضان. و هرچه در حضرت[٣] بخارا واقع مىشد وكيل به آلپ تكين مىنوشت.
پس، منصور بن نوح را مفسدان گفتند: «تا آلپ تكين را نكشى تو پادشاه نباشى و فرمان تو جارى نباشد، و او پنجاه و سه سال است كه در خراسان پادشاهى مىكند و مال و اسباب جمع مىكند و لشكرها همه گوش به سخن او دارند. چون او را بگيرى، از نعمت او خزانه معمور شود و فارغدل گردى. تدبير آن است كه او را به درگاه خوانى و چنان نمايى كه، ما تا بر تخت نشستهايم تو به درگاه نيامدى و عهد تازه نكردى و ما آرزومند توييم. ما را به جاى پدر مهين تويى، هرچند كه قاعده دولت با تو آراست و مدار مملكت ما در ماوراء النّهر و خراسان تويى. و اينقدر گفتگوى كه مىباشد همه از آن است كه تو پيش ما نيامدهاى. بايد كه هرچند زودتر به درگاه آيى و هرچه از درگاه و
[١] - ايام امارت نصر بن احمد( ٣٠١- ٣٣١ ق.) را مىتوان عصر طلايى دولت سامانى بهشمار آورد. در روزگار وى، دو دانشمند بزرگ آن روزگار وزارت داشتند: يكى، جيهانى- جغرافيادان- كه از ٣٠٢ تا ٣١٠ ق. پست وزيرى داشت و ديگرى، ابو الفضل بلعمى كه پس از جيهانى تا ٣٢٧ ق. سياست او را دنبال كرد. پارهاى منابع، كه سياستنامه از آن جمله است، معتقدند نصر از دعات اسماعيليه حمايت مىكرده است و در روزگار او محمّد نخشبى، جانشين حسين بن على مرورودى، بسيارى از اعيان دولت سامانى را به مذهب شيعه درآورده بود. بعد از آنكه توطئهاى توسّط روحانيون با همدستى تركان براى قتل امير چيده و توسّط نوح، پسر او، برملا شد، كار زدودن نقوذ و آثار اسماعيليه آغاز شد. در برخى منابع به حمايت او از باطنيان اشاره نشده، نظير ابن اثير كه از او با بدبينى ياد نكرده است. نك: سياستنامه، تصحيح هيوبرت دارك، صص ٢٨٧ تا ٢٩٦؛ الكامل ابن اثير، ج ٦، صص ٢٩٢ و ٢٩٣.
[٢] - چنانكه گذشت پس از نوح( اول) بن منصور، عبد الملك، در سال ٣٤٣ ق. به حكومت رسيد و بعد از عبد الملك، برادرش منصور بن نوح بر مسند امارت قرار گرفت.
[٣] - كلمه« حضرت» در اصل گويا نوشته شده و بعد با كشيدن خط بر آن، حذف شده است. در نسخه مر ذكر نشده است. در سياستنامه چنين آمده:« هرچه به حضرت بخارا مىرفت.»