روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٥٨ - فصل اول در تدبير ترتيب و تربيت ملوك متعلقان و مخصوصان و ملازمان را على الاطلاق، خواه از طبقه اهل قلم باشند و خواه از طبقات ديگر
واعظان و قاضيان و امثال ايشانند. و جمعى جهت خدمات خاصه پادشاه، و جمعى جهت ضبط احوال سپاه و حارسان مملكت، و جمعى جهت حفظ اموال و تحصيل آن و جهت سعى در تكثير مداخل و توفير خزاين و تقدير مخارج، و جمعى جهت تدبير و محافظت امور رعايا و تعمير بلاد و قرى و امثال آن. و لهذا سنن سلاطين و ملوك بر آن جارى شده كه مناصب تعيين نمايند و عمّال قرار دهند و هركارى در عهده ضبط و كفايت كسى كنند تا امور عالم منتظم و مرتبط شود و احوال شاه و رعايا بر قوام و نظام طبيعى بوده باشد و هرج و اختلال به امور راه نيابد. و غرض اصلى آن است كه روزى چند كه ايّام عمر هر يك است در مهاد امن و راحت و فراغبال باشند و امور معاش طبقات آدميان مستقيم باشد تا تحصيل حيات جاودانى و سعادت سرمدى توانند نمود. بعضى گفتهاند اول كسى از پادشاهان كه تعيين مراتب و ترتيب مناصب نمود، جمشيد بود. جمهور خلايق را به چهار قسم منقسم ساخت:
قسم نخستين، علما و ارباب قلم. قسم دوم، سپاه و حشم. قسم سوم، اصحاب حرث و زراعت. قسم چهارم، پيشهوران و اصحاب حرفت و صناعت. و گفت: «همچنانكه عناصر اربعه سبب بقاى نوع است، اين گروه موجبآبادانى عالمند.» نخست نسبت با[١] اهل علم فرمود كه، «در تعظيم و تبجيل[٢] علما» كه اخترشناسان سپهر ارشاد و راهنمايان قواعد هدايت و سدادند، غايت جهد مبذول داريد و حلقه مطاوعت اين جماعت را در گوش كنيد و كمر خدمت اين طبقه بر ميان بنديد كه كيفيت اصول و فروع دين و ملّت و ظهور مراتب حلّ و حرمت به افكار ايشان منوط و به گفتار ايشان مربوط است.»
و قسم دوم ساير طبقات اهل قلمند. مناصب و مراتب ايشان تعيين نموده فرمود كه، «در تمكين و احتشام و توقير و احترام ايشان مبالغه تمام بهجا آوريد و در تقويت جانب ايشان تغافل و اهمال جايز مداريد، و سرانجام احوال عالم را در زبان اقلام ايشان مضمر
[١] - در نسخه مر« به» ضبط شده است.
[٢] - بزرگداشت.