روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٨٣ - فصل سوم در صبر
مردى را ديد كه بر در مسجد ايستاده بود، غمگين محزون. حضرت فرمود كه، «چيست تو را؟» گفت: «پدر و مادر من فداى تو باد! به مصيبت مرگ پدر و برادر مبتلا شدهام و مىترسم كه فزعناك شده باشم.» حضرت فرمود: «بر تو باد كه تقوا و صبر شعار خود سازى كه فردا آن را بيابى[١]. و صبر در كارها به منزله سر است از جسد. پس، هرگاه مفارقت كند سر از جسد، فاسد مىشود جسد. همچنين از هر كار كه صبر مفارقت كند، آن كار فاسد مىشود.»
و از حضرت امام موسى ٧ منقول است كه، اگر صبر كنى، خوشحال و نيكو حال خواهى بود و اگر نكنى، خداى عز و جلّ تقديرات خود را نافذ مىگرداند- خواه تو راضى باشى و خواه كاره[٢].
و از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله منقول است كه فرموده كه، صبر سه نوع است:
صبر نزد مصيبت، و صبر بر طاعت، و صبر از معصيت. پس، هركه صبر كند بر معصيت چنانكه ردّ كند آن را به نيكويى، مىنويسد خداى عز و جلّ جهت او سيصد درجه كه مابين درجهاى تا درجهاى ديگر، مثل مابين آسمان است تا زمين؛ و هركه صبر كند بر طاعت، مىنويسد خداى عز و جلّ جهت او ششصد درجه مابين درجهاى تا درجهاى ديگر، مانند مابين عمق زمين تا عرش؛ و هركه صبر كند از معصيت- يعنى، به صبر خود را از معصيت نگاه دارد- مىنويسد خداى عز و جلّ جهت او نهصد درجه مابين هر درجه تا درجه ديگر، مانند مابين عمق زمين تا منتهاى عرش. [٧١ ب]
و از حضرت امام محمّد باقر ٧ منقول است كه آن حضرت فرمود كه، «چون پدرم، علىّ بن الحسين عليهما السّلام را وفات حاضر شد، مرا به سينه خود منضمّ ساخت و گفت: خ يا بنىّ! وصيّت مىكنم تو را به آنچه وصيّت كرد مرا به آن پدرم در وقتى كه وفات او را حاضر شد خ. و ذكر كرد كه پدرش او را به آن وصيّت فرموده بود. گفت: يا بنىّ! صبر كن بر حقّ و اگرچه تلخ باشد.»
و از حضرت صادق ٧ منقول است كه فرموده: «هركه مبتلا شود از مؤمنان به
[١] - پايان گفتار حضرت معلوم نيست. شايد سخن ايشان تا همينجا، و شايد آنچه در ميان دو گيومه قرار داده شده، باشد.
[٢] - ناپسنددارنده.