روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٨٥٥ - باب پنجم از قسم دوم در ترجمه عهدى كه حضرت امير المؤمنين - صلوات الله عليه - جهت مالك اشتر نخعى نوشته بودند در وقتى كه او را والى مصر ساخته بودند
بازگردانيدن و روا كردن حاجات مردمان است وقتى كه آن حاجتها بر تو وارد شد و به تو رسيد از آنچه تنگ شود به آن صدور اعوان تو- يعنى، از آن عاجز آيند يا موافق طبع ايشان نباشد.»
«و أمض لكلّ يوم عمله، فإنّ لكلّ يوم ما فيه.»
يعنى: «كار هرروز را در آن روز به امضا رسان. به درستى كه از جهت هرروز چيزى است كه در آن روز مىشود- پس، اگر كار امروز به روز ديگر افتد، مصلحت آن روز به عمل نيامده و زياده از وسع روز ديگر به آن حواله شده.»
«و اجعل لنفسك فيما بينك و بين اللّه أفضل تلك المواقيت، و أجزل تلك الأقسام، و إن كانت كلّها للّه إذا صلحت فيها النّيّة، و سلمت منها الرّعيّة.»
«و بگردان از جهت نفس خودت در ميانه خودت و خدا بهترين آن وقتها را و بهترين حصّهها را از وقت- يعنى، بهترين اوقات را از جهت طاعت و بندگى خداى تعيين كن- اگر چه همه وقتها از براى خدا و كار خداست، هرگاه شايسته و نيكو باشد در آنها نيّت، و سلامت باشد به سبب آنها رعيت.»
«و ليكن في خاصّة ما تخلص به للّه دينك إقامة فرائضه الّتي هي له خاصّة، فأعط اللّه من بدنك في ليلك و نهارك، و وفّ ما تقرّبت به إلى اللّه من ذلك كاملا غير مثلوم و لا منقوص، بالغا من بدنك ما بلغ.»
«و بايد كه بوده باشد در خاصه آنچه خالص گردانيدهاى از جهت خداى به آن دينت را اقامت فرايضى باشد كه آنها از براى خداست، نه ديگرى و مخصوص اوست.[١] پس،
[١] - براى مزيد آگاهى از معنى جمله، ترجمه و توضيح مرحوم فيض الاسلام نقل مىشود:« و بايد برپا داشت واجبات كه براى خداست و بس در وقت گزيدهاى باشد كه براى خدا دينت را خالص مىگردانى( چنانكه بهترين اوقات را براى عبادت بايد تخصيص داد، بهترين اوقات عبادت را براى اداى واجبات بايستى بهكار برد).» نك: ص ١٠٢٣.