روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٦٣ - فصل ششم در حقوق رعايا بر سلاطين و مراعات حقوق زيردستان
نسازد توانگر را توانگرى او.»
معلى بن خنيس گويد: «به حضرت صادق ٧ گفتم روزى كه، فداى تو شوم. ذكر كردم آل فلان را و نعيم و فراغتى كه ايشان را هست و به خاطرم گذشت كه اگر دولت شما قائم شود، با شما زندگانى با عيش و ترفّه خواهم نمود.» حضرت فرمود: «هيهات هيهات يا معلى! و اللّه كه اگر آن امر تحقق پذيرد، نخواهد بود الّا سياست شب و سياحت روز و پوشيدن زبر و خوردن غليظ بىنان خورش. پس، دور شده از ما آن- يعنى، خلافت و سلطنت- آيا هيچ ديدهاى كه هيچ ظلمى نعمت شده باشد الّا اين؟» يعنى، به سبب ظلم خلافت و پادشاهى را از ما گرفتند و آن باعث نعمت فراغت و نعيم و استراحت ما شد. بنابر آنكه بر امام و سلطان جفاى بسيار لازم است كه بر ديگران لازم نيست.
در كتب متعدّده حديث نقل شده كه عاصم بن زياد حارثى عبا پوشيد و ترك جامه رقيق نمود [و] از دنيا تخلّى نمود. و برادر او ربيع بن زياد شكوه به حضرت امير المؤمنين- صلوات اللّه عليه- نمود كه، «او به اين كار كه پيش گرفته اهل خود را غمگين ساخته و اولاد خود را محزون نموده.» [١١٨ ب] حضرت فرمود كه، «او را حاضر كنيد.» چون او را آوردند، حضرت رو درهم كشيد. آنگاه، فرمود: «آيا شرم نكردى از اهلت؟ آيا رحم نكردى بر فرزندانت؟ آيا گمان دارى كه خداى عز و جلّ حلال گردانيده باشد از جهت تو طيّبات و كراهت داشته باشد كه تو از آن اخذ كنى؟ تو أهونى بر خداى عز و جلّ از آن، آيا نفرموده خداى عز و جلّ كه وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ فِيها فاكِهَةٌ وَ النَّخْلُ ذاتُ الْأَكْمامِ؟[١] خ يعنى:
خ زمين را وضع كرد خداى عز و جلّ از جهت خلق. در آن زمين است ميوه و نخل صاحب اكمام خ.- و مراد به اكمام، ظروف خرماست يا پوششى كه خرما مىدارد از ليف و غيره- آيا خداى عز و جلّ نمىگويد: خ مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ، بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ؟[٢] خ تا آنجا كه مىفرمايد: خ يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ[٣] خ باللّه كه ابتذال نعمتهاى خداى عز و جلّ به فعال، دوستتر است به خداى عز و جلّ از ابتذال آن نعمتها به مقال؛ و حال آنكه خداى عز و جلّ
[١] - الرحمن: ١٠ و ١١.
[٢] - الرحمن: ١٩ و ٢٠.
[٣] - الرحمن: ٢٢.