روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٤٧ - خطبه منوچهر
مؤنت و خراج از ايشان بازگيرد، و اگر تواند سال ديگر هم معاف دارد تا جبر سال گذشته نمايند. و پادشاه را بايد كه سه خصلت باشد: اول، هرچه گويد، راست گويد و پيرامون دروغ نگردد. دوم آنكه سخاوت ورزد و از بخل اجتناب نمايد كه بخل از همهكس ناپسنديده است، خصوصا از پادشاهان. سوم آنكه حليم باشد و خشم نگيرد كه خلايق زيردست اويند و هرچه خواهد با ايشان تواند كرد. پس، بايد كه خشم را به خود راه ندهد كه نتايج بد بر اين صفت مذموم مترتّب مىگردد. ديگر، بايد كه پادشاه رعيّت را از هيچ خوردنى و پوشيدنى منع نكند. يعنى، فلان طعام مخوريد و فلان شربت منوشيد و فلان جامه مپوشيد كه مخصوص من است. ديگر، بايد كه عفو و اغماض بر طبيعت پادشاه غالب باشد و عقوبت كم فرمايد و اگر در عفو خطا كند، بهتر كه در عقوبت. چه وقتى كه بهجاى عقوبت عفو كند، آن را تدارك توان كرد به خلاف عكس. و اگر كسى از عامل پادشاه نزد او تظلّم كند، بايد كه مداهنه ننمايد و گماشته خود را حاضر گرداند و به اهتمام تمام به غور آن قضيّه رسد و نوعى حكم كند كه متظلّم را محلّ شكايت نماند. و اگر ظالم چيزى از مظلوم ستانده باشد، به مظلوم ردّ نمايد و اگر ظالم را قدرت آن نباشد كه مظلوم را خشنود گرداند، پادشاه از خزينه ادا نمايد و آن عامل را ادبى بليغ نمايد تا ديگر كسى بر مثل آن فعل اقدام ننمايد. و اگر شخصى عمدا كسى را بكشد، پادشاه بايد كه قاتل را به خود عقوبت نفرمايد، بلكه تسليم ورثه مقتول نمايد تا ايشان او را بكشند يا ديت بستانند.
اين است عدل و داد و بر شما واجب است انقياد امر پادشاه كردن و با دشمنان در مقام مقاتله درآمدن. بدانيد كه حالا دشمن در ملك طمع كرده است و از حدّى كه مقرّر شده بود تجاوز نموده، مىبايد كه با ايشان مراسم قتال بهجا آوريد و مرا و خود را از اعدا برهانيد كه شما را در اين بهره بيش از اين است و هركه در اين باب سعى كند، با او احسان نمايم و اگر كسى را نزد من سعايت و نمّامى كنند كه فرمانبردار من است، بدان سخن اعتماد ننمايم و شرايط تفحّص و تفتيش بهجا آورم و اگر به وضوح پيوندد كه فرمان نبرده است، او را از جمله مخالفان شمرده عقوبت فرمايم.
و بدانيد كه در مصيبتها، هيچچيز از صبر بهتر نيست و به يقين شناسيد كه تقدير را