روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٩٧ - فصل دوم در فضيلت علم و عقل و بيان علو مرتبه علما و عقلا
عيبها و نقصانها تنزيه كردنى. هيچ دانشى نيست ما را، الّا آنچه تو سابقا به ما آموختى. و قابليت ترقّى از آن مرتبه به حصول تعلم جديد ما را ممكن نيست.» إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ[١] «به درستى كه تويى و تويى داناى خبردار.» لاجرم دانى كه، كه را قابليت رتبه خلافت است؛ و تويى محكمكار صايبكردار، يا حكمكننده و حكمتورزنده در آفرينش هرچيز. و حكمت شامل است علم را به وجهى كه بايد، و عمل را به نحوى كه شايد. و حكمت منتهاى علم است و علم مبدأ حكمت. بعضى نقل كردهاند كه چون فرشتگان اظهار عجز نموده، تمهيد معذرت نمودند، امر شد تا منبرى از نور آوردند و حضرت آدم را ٧ به تعظيم تمام بر آن منبر نشاندند و فرشتگان بر حوالى منبر برپاى ايستادند. پس از آن، حق- سبحانه و تعالى فرمود[٢]: يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ[٣] يعنى: «اى آدم! خبر ده ايشان را به نامهاى ايشان.» فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ[٤] «پس، آن هنگام كه خبر كرد آدم ملائكه را.» بِأَسْمائِهِمْ[٥] «به نامهاى ايشان»، يا خواصّ و منافع موجودات كه اين فلان است و فلان را شايد [١٢٨ آ] و آن فلان است و به فلان كار آيد. قالَ «گفت» خداى عز و جلّ: أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ[٦] «آيا نگفتم مر شما را اى فرشتگان؟» إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ[٧] به درستى كه من مىدانم آنچه پوشيده است از احوال آسمانها و زمين.» وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ[٨] «و مىدانم آنچه شما ظاهر مىكنيد و آنچه پنهان مىداريد.»
و محصل جواب شبهه ملائكه آن است كه اگرچه شما را وصف تسبيح و تقديس حاصل است، امّا علم حضرت آدم بيش از شماست. پس، او را بر شما فضل و تفوّق و رجحان بوده باشد. و هركه در مضمون اين آيات شريفه تأمل مىنمايد، كمال مرتبه علم و علوّ رفعت شأن علما ظاهر مىشود و معلوم مىشود كه هيچ كمالى با علم برابر
[١] - همان.
[٢] - بعد از« فرمود»، كلمات« قال گفت» آمده بود كه حذف شد« قال» جزء آيه فوق و چنين است:« قال: يا آدم! انبئهم ...».
[٣] - بقره: ٣٢.
[٤] - همان.
[٥] - همان.
[٦] - همان.
[٧] - همان.
[٨] - همان.